توجیه غصب فدک، از خلیفه اول!
تعداد بازدید : مرتبه
دلایل غصب فدک

گزارش کوتاه ولی تکان‌دهنده و غیر قابل باور غصب فدک، پرسش‌هایی مهم را در برابر ما قرار می‌دهد که حتما باید به آن جواب داده شود. اولا: پرسشی که مطرح می‌شود این است‌که خلیفه اول چه توجیه شرعی داشت که توانست فدک را به تصرف خود در آورد؟ ثانیا: آیا غصب فدک اشکالات حقوقی و شرعی دارد که حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) حاضر نشد از مطالبه آن دست بردارد؟

رهروان ولایت ـ گزارش کوتاه ولی تکان‌دهنده و غیر قابل باور غصب فدک، پرسش‌هایی مهم را در برابر ما قرار می‌دهد که حتما باید به آن جواب داده شود. اولا: پرسشی که مطرح می‌شود این است‌که خلیفه اول چه توجیه شرعی داشت که توانست فدک را به تصرف خود در آورد؟ ثانیا: آیا غصب فدک اشکالات حقوقی و شرعی دارد که حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) حاضر نشد از مطالبه آن دست بردارد؟

در جواب سوال باید گفت از مجموع اظهارات خلیفه اول در مذاکره با حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) می‌توان به دست آورد که خلیفه اول در غصب فدک، دو توجیه کاملا متناقض و ساخته‌گی برای خود داشت:

توجیه اول: فدک «فیء»[1] نیست و جز بیت المال مسلمین است؛ به همین‌ خاطر در پاسخ حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) گفت: «این مال متعلق به رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نبود، بلکه از اموال مسلمین بود که رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به آنان داد و در راه خدا انفاق می‌کرد و چون وفات یافت، من متصدی آن گشتم، چنان‌که او بود».[2]

توجیه دوم: خلیفه اول، به حدیثی جعلی و ساخته‌گی از رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) استناد می‌کند که پیامبر گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: «ما پیغمبران چیزی از خود به ارث نمی‌گذاریم؛ نه طلا، نه نقره و نه زمین و نه خانه. هر چه می‌گذاریم صدقه است».[3] پس چون فدک باقی مانده از اموال رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) است، فرزند ایشان فاطمه(سلام‌الله‌علیها) نمی‌تواند از اموال پدرش ارث ببرد و فدک می‌بایست به بیت‌المال باز گردد.

در جواب سوال دوم باید گفت: گرفتن فدک از جانب خلیفه اول چند اشکال مهم حقوقی و شرعی داشت:

1. اگر فدک از بیت‌المال مسلمین بود نه «فیء» چرا شخص پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) با آگاهی از جایگاه و کیفیت مصرف «فیء» و بیت المال، آن‌را در اختیار حضرت فاطمه(سلام‌الله‌علیها) قرار داد؟ آیا همین‌که رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فدک را در اختیار فاطمه(سلام‌الله‌علیها) قرار داد و از زمان آن حضرت کارگران حضرت فاطمه(سلام‌الله‌علیها) در مزرعه فدک مشغول کار بودند، گواه بر این نبوده است که فدک «فیء» بوده است که آن حضرت به دخترش بخشیده بود؟

2. بر فرض این‌که فدک «فیء» نبوده است و پیامبر به هر دلیلی که حکمتش را خود می‌دانست، آن‌را در اختیار دخترش فاطمه(سلام‌الله‌علیها) قرار داده بود، آیا خلیفه مسلمین نمی‌توانست به احترام شخص رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) آن را پس نگیرد؟!

3. اشکالی که خلیفه اول هرگز نتوانست به آن پاسخ دهد، این‌است که چگونه حدیثی را که وی مورد استناد خودش قرار داده است، نزدیک‌ترین افراد به پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) مانند امیرالمومنین و فاطمه (سلام‌الله‌علیها) و هم‌چنین اصحاب و حتی همسران حضرت نشنیده‌اند؟! چرا که عایشه و حفصه، خلیفه سوم را واسطه قرار داده بودند که از خلیفه بخواهد «سهم‌الارث» از پیامبر را به آنان بدهد.

4. چگونه رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرموده باشد «نحن معاشر الانبیاء لا نورث» با این‌که نص صریح آیات قرآن کریم است که پیامبران برای بازماندگان خود ارث به‌جا می‌گذارند، خداوند متعال می‌فرماید: «وَ وَرِثَ سُلَیْمَانُ دَاوُدَ [نمل/15] سلیمان وارث داود شد» یا «إِذْ قالَ فَهَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیّاً یَرِثُنِی وَ یَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوب[مریم/6] زکریا گفت خداوندا از سوى خودت جانشینى(فرزندى) به من ببخش تا از من و خاندان یعقوب ارث ببرد».
چگونه می‌شود «داود» و «زکریا» از خود ارث باقی می‌گذارند، ولی پیامبر ارث باقی نمی‌گذارد؟! آیا این اشکال کاملا واضح و روشن، بیان‌گر این واقعیت تلخ نیست که خلیفه برای برگرداندن فدک به جعل حدیث از رسول‌الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) دست زده است.

5. بر فرض این‌که پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) چنین حدیثی را فرموده باشند، آن‌چه را که حضرت فاطمه(سلام‌الله‌علیها) ادعا می‌کرد، از باب «ارث» نبود؛ بلکه ملک شخصی بود، چرا که پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) آن‌را در زمان حیات خودش به ملکیت حضرت فاطمه(سلام‌الله‌علیها) در آورده بود و کارکنان آن حضرت در مزرعه مشغول کار بودند، بنابراین حدیث ساخته‌گی خلیفه اول نمی‌توانست توجیه‌کننده غصب فدک باشد.

6. اشکال ششم این است که خلیفه اول از یک‌طرف می‌گفت فدک «فیء» نیست و می‌بایست جز بیت‌المال قرار گیرد و از طرف دیگر در پاسخ به حضرت فاطمه(سلام‌الله‌علیها) به حدیث «لانورث» استناد می‌کند. اگر «فیء» نیست، استناد به این حدیث معنا ندارد، چرا که ملک پیغمبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نبوده تا به ارث باقی گذاشته باشد و اگر این حدیث صحیح است و فدک ارث است، پس چرا به «فیء» نبودن آن استدلال می‌شود؟ آیا سخن متناقض نشان نمی‌دهد که خلیفه اول اقدام به یک عمل خلاف شرع نموده است و خود نیز در آن مانده است؟[4]

 

---------------------------------------------
پی‌نوشت:
[1]. معنای «فی‏ء» غنائمی که سپاه اسلام به سراغ آن رفته و ساکنان آن پیش از آغاز جنگ، زمین خود را رها ساخته و رفته‏‌اند و به عبارت دیگر غنائمی از قبیل زمین و غیر آن‏‌که بدون زحمت و رنج عائد جامعه اسلامی گردیده بنام«فی‏ء»خوانده‏ می‌‏شود و دیگر خمس، از آن جدا نمی‏‌شود و پیامبر به هرکه بخواهد می‏‌دهد.
[2]. شرح نهج‌البلاغه ابن ابی الحدید، ج 4، ص 214.
[3]. همان. «نحن معاشر الانبیاء لا نورث ذهبا و لا فضة و لا عقارا و لا دارا ترکناه صدقه.»
[4]. من فاطمه (سلام‌الله‌علیها) هستم، سید محمد تقی قادری، ص 67.





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 اردیبهشت 1394 توسط : سلمان خلیلی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات