امام هادی و مبارزه با غلات
تعداد بازدید : مرتبه
امام هادی

بنابراین مقتضای ایمان و ادله عقلی این است که آن‌چه را از فضایل و کمالات و معجزات درباره ائمه اطهار(علیهم‌السلام) نقل شده را بپذیریم؛ ولی هرگز آنان را از مقام خود که «ولی الله» بودن است بالاتر نبریم و آنان را خدا یا نبی یا مدبر مستقل عالم ندانیم...

رهروان ولایت ـ در دین اسلام فرقه‌هایی پدید آمدند که درباره پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) یا اهل‌بیت(علیهم‌السلام) راه غلو را پیمودند و ائمه اطهار(علیهم‌السلام) نیز آنان را مرتد و کافر دانسته‌اند. غلات از جمله گروه‌هایی هستند که در دوران امامت امام هادی(علیه‌السلام) فعال بودند و دارای افكار و عقاید پوچ و بی‌اساسی؛ و در عین حال خود را شیعه می‌خواندند. امام هادی(علیه‌السلام) مانند دیگر امامان معصوم(علیهم‌السلام) از این گروه اظهار تبری نموده و تمام سعی خود را برای طرد آنان به کار برد.

شیخ مفید غلو را چنین تعریف کرده است: «غلو در لغت گذشتن از حد و خارج‌شدن از اعتدال است. خداوند متعال نصاری را از غلو درباره حضرت مسیح نهی کرده و می‌فرماید: «یَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِی دِینِكُمْ وَلاَ تَقُولُواْ عَلَى اللّهِ إِلاَّ الْحَقِّ [النساء/171] اى اهل كتاب(اى مسیحیان) در دین خود غلوّ نكنید و بر خداوند جز گفتار حق و حقیقت مگویید». و نیز مى‌فرماید: «قُلْ یا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا فِی دِینِكُمْ غَیْرَ الْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَ أَضَلُّوا كَثِیراً وَ ضَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبِیل [مائده/77] بگو: اى اهل كتاب! در دین‌تان به ناحقّ غلوّ نكنید و به دنبال خواهش‏‌هاى گم‌راهانِ پیش از خود نروید، كه آنان افراد زیادى را گم‌راه كرده و از راه راست منحرف شده‌‏اند».

آن‌گاه درباره غلات و مفوضه می‌گوید: «غلات گروهی از متظاهرین به اسلام‌اند که امیرالمؤمنین و امامان و دیگر(علیهم‌السلام) را به الوهیت یا نبوت توصیف کردند، و در حق آنان از حد اعتدال تجاوز کردند، و مفوضه عده‌ای از غلات‌اند، و تفاوت آن‌ها با غلات در این است که ائمه را حادث و مخلوق دانسته و گفته‌اند خداوند آنان را آفریده و امر خلق را به آن‌ها تفویض کرده است».[1]

در مورد دلیل پیدایش اعتقاد آنان به الوهیت امام، می‌توان چند مورد را ذکر کرد:

1. كرامت‌ها: آگاهی غیبی و دیگر امور خارق العاده‌‏ای كه از امام مشاهده می‏‌شد و این گروه كه قادر به توجیه و تحلیل صحیح و پخته این‌گونه مسائل نبودند، آن‌ها را دستاویز خرافات و بدعت‌ها و حركت‌های ضد اسلامی خود قرار دادند.

2. این گروه منحرف می‌خواستند قیود و حدود و ضوابط اسلامی را زیر پا گذاشته طبق امیال و هوس‌های خود رفتار كنند، از این‌رو تمام محرمات اسلامی را حلال شمردند.

3. چشم طمع به اموال مردم دوخته بودند و می‌‏خواستند وجوهی را كه شیعیان به ائمه اطهار(علیهم‌السلام) می‌‏پرداختند به چنگ آورند.

از جمله غالیان، می‌توان به افرادی هم‌چون «علی بن حَسَكَه قمی» ، «قاسم یقطینی» ، «حسن بن محمد بن بابای قمی» ، «محمد بن نُصیر فهری» ، «فارس بن حاتم» اشاره کرد. علی بن حسكه معتقد بود: امام هادی(علیه‌السلام) خدا و خالق و مدبر جهان هستی است؛  خود او فرستاده‌ای از جانب امام برای هدایت مردم است؛ هیچ‌كدام از فرائض اسلامی مانند زكات، حجّ، روزه و... واجب نیستند.

امام هادی(علیه‌السلام) نیز با نوشتن نامه‌ و پاسخ دادن به سوالات شیعیان در این‌باره، این گروه را منحرف و كافر معرفی می‌كرد و به شیعیان توصیه می‌‏نمود كه از آنان دوری جویند. به طور مثال حضرت در پاسخ نامه‌ی یكی از شیعیان درباره «ابن حسكه» و عقاید باطل او، چنین نوشت: «ابن حسكه، كه لعنت خدا بر او باد» دروغ می‌گوید، او از دوستان و پیروان ما نیست؛ او را چه شده است؟ خدا لعنتش كند، سوگند به خدا، پروردگار، محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و پیامبران پیش از او را جز به آیین یكتاپرستی و امر به نماز و زكات و حج و ولایت نفرستاده است و محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیز جز به سوی خدای یكتای دعوت نكرده است.
ما نیز جانشینان او و بندگان خدا هستیم و به او شرك نمی‏‌ورزیم. اگر او را اطاعت كنیم مشمول رحمت او خواهیم بود و چنان‌چه از فرمانش سرپیچی کنیم، گرفتار كیفرش خواهیم شد. ما بر خدا حجتی نداریم، بلكه خداست كه بر ما و بر تمامی آفریده‌هایش حجت دارد.
من از كسی كه چنین سخنانی می‌‏گوید، بیزاری می‌‏جویم و از گفتار او به خدا پناه می‌‏برم، شما نیز از آنان دوری گزینید و آنان را در فشار و سختی قرار دهید و چنان‌چه به یكی از آن‌ها دسترسی پیدا كردید، سرش را با سنگ بشكنید».[2]

هم‌چنین حضرت ضمن نامه‏‌ای به «عبیدی» از فهری و ابن بابای قمی، نیز بیزاری جسته و درباره آن‌دو نوشت: «من از فهری(محمد بن نصیر) و حسن بن محمد بن بابای قمی، بیزاری می‌‏جویم و تو و تمام شیعیان را از فتنه او بر حذر می‏‌دارم و آنان را لعنت می‏‌كنم. این دو تن، مال مردم را به نام ما می‌خورند و فتنه‏‌انگیز و مزاحم هستند. خداوند آنان را عذاب كند و گرفتار فتنه سازد.
«ابن بابا» گمان برده كه من او را به نبوت برانگیخته‌‏ام و او «باب» من است، خداوند او را لعنت كند، شیطان بر او مسلط شده و او را گم‌راه ساخته است. اگر توانستی سر او را با سنگ بشكن، او من‌را آزار داده است، خداوند در دنیا و آخرت او را معذب سازد».[3]

بنابراین مقتضای ایمان و ادله عقلی این است که آن‌چه را از فضایل و کمالات و معجزات درباره ائمه اطهار(علیهم‌السلام) نقل شده را بپذیریم؛ ولی هرگز آنان را از مقام خود که «ولی الله» بودن است بالاتر نبریم و آنان را خدا یا نبی یا مدبر مستقل عالم ندانیم.

----------------------------------------

پی‌نوشت
[1]. تصحیح الاعتقاد، ص 109.
[2]. وسائل الشیعة، ج‏18، كتاب الحدود، ابواب حد المحارب، باب‏7، ص 554.
[3]. اختیار معرفة الرجال، ص 520، حدیث 999.





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 12 اردیبهشت 1394 توسط : سلمان خلیلی
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic