انسان وقتی یه مدتی یه کار اشتباهی رو عمدا تکرار کنه دیگه انجام اون اشباه براش راحتر میشه.مثل کسی که اول تخم مرغ میدزده و آخر سر شتر دزد میشه پس میتونه وجدان خاصیتشو از دست بده.
وجدان یه سری مسایل کلی رو میتونه مورد قضاوتش قرار بده.اون نمی تونه به بشر جزییات دین رو بگه مثل اینکه خدا ازش چند رکعت نماز و با چه کیفیتی میخواد.
واقعا اگه انبیا نبودند وجدان بشر چه چیزی رو ملاک حقانیت قرار میداد؟
اینا سوالاتیه که می تونه تو ذهن من وتو  باشه.بالاخره باید بدونم چرا باید مذهب داشت.اصلا یکی به من بگه دین و مذهب و پیامبر برا چیه؟ مگه  وجدان نداریم؟
برا جواب این سوال (تا اونجایی که به ذهن من میاد، از شما هم میخوام اگه اشکالی داره اصلاحش بکنین) باید اینو در نظر بگیریم که اونایی که فقط وجدانشونو حاکم کردند آیا موفق شدند؟وضع اونا چه جوریه؟
پیامبر چند تا کار میتونه انجام بده که وجدان نمیتونه اونا رو انجام بده:
1- نشان دادن اون چیزی که خدا از بنده اش میخواد و اون راه سعادتشه (ارتباط با وحی)
2- الگو و رهبری خدایی جامعه
3- تربیت و تزکیه مردم

آیا وجدان میتونست این کارا رو انجام بده؟ به نظر میرسه اگر میتونست، حتما در جوامعی که دین رو افیون ملتها می دونن باید وجدانها بیدار بودند و بشر راه سعادتش رو پیدا میکرد.





طبقه بندی: پیامبر شناسی، 
برچسب ها: خدا، پیامبر، دین، مذهب، افیو، ملتها، انسان، رهبری، مردم، نماز،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 توسط : حجت پورمحمد
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات