ادله وهابیت بر شرک بودن توسل


«وهابیت» با آن که فرقه‌ای است که قدمت آن به بیش از دو قرن نمی‌رسد، منادی دفاع از اسلام ناب است و با تکیه بر ظواهر برخی آیات و روایات، در مقابل همه مسلمانان ایستاده و آن‌ها را به بهانه‌های مختلف هم‌چون توسل به اولیای خدا و زیارت و... متهم به شرک و کفر می‌کند. و حال آن‌که هیچ معنا و مفهومی از حقیقت اسلام درک نکرده‌اند و آیات و روایات را به نفع خود و مقاصد شوم خود تفسیر می‌کنند.

«ابن تیمیه» مغز متفکر وهابیت خبیث در کتاب «الرد علی الاخنائی» در مورد توسل به پیامبراکرم(صلی‌الله‌وعلیه‌واله) و زیارت قبر حضرت چنین می گوید: «هر گاه کسی به قصد زیارت و توسل به پیامبر(صلی‌الله‌وعلیه‌واله) مسافرت کند، و علت اصلی سفر او رفتن به مسجد حضرت و توسل و زیارت و طلب حاجتی از وی باشد، مشرک و از شریعت اسلام خارج است».[1]

ادلۀ شرک بودن توسل
ابن تیمیه در مشرک شدن کسانی که متوسل به اولیاء می‌شوند، به این آیه استناد می‌کند: «وَالَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ مَا یَمْلِكُونَ مِن قِطْمِیرٍ إِن تَدْعُوهُمْ لَا یَسْمَعُوا دُعَاءكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ یَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَلَا یُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِیرٍ [فاطر/13- 14] معبودانی را كه به جز او مى‌‏خوانید مالك پوست هسته خرمایى [هم] نیستند؛ اگر آن‌ها را بخوانید دعاى شما را نمى‌‏شنوند و اگر [فرضا] بشنوند اجابت‌تان نمى‏‌كنند و روز قیامت ‏شرك شما را انكار مى‌‏كنند و [هیچ كس] چون [خداى] آگاه تو را خبردار نمى‌‏كند».[2]



هم‌چنین صنعانى‏ از طرف‌داران افكار «محمّد بن عبد الوهّاب» در توجیه شرک بودن طلب حاجت از غیر خداوند می‌گوید: «خداوند دعا را عبادت نامیده و فرموده: «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِینَ[اعراف/194] من‌را بخوانید تا (دعاى) شما را بپذیرم، كسانى‌كه از عبادت من تكبّر ورزند با خوارى وارد جهنّم مى‏‌شوند». بنابراین كسى كه پیامبر(صلی‌الله‌وعلیه‌واله) یا صالحى (از صالحان) را براى انجام کارى بخواند یا بگوید براى من نزد خدا، جهت برآمدن حاجتم شفاعت كن یا به وسیله تو نزد خدا براى برآمدن حاجتم شفاعت مى‏‌طلبم، یا مانند آن، در واقع پیامبر یا آن فرد صالح را دعا كرده (فراخوانده) و دعا عبادت، بلكه مغز عبادت است. چنین كسى غیر خدا را عبادت كرده و مشرك شده است، زیرا «توحید» كامل نمى‏‌شود جز به این‌كه انسان خدا را یگانه در الوهیّت و خالق و رازق بودن بداند و دیگرى را خالق و رازق نداند و عبادت غیر او نكند؛ حتّى بعضى از عبادات را براى غیر به جا نیاورد».[3]

نقد و پاسخ

1. آیه‌ای که ابن تیمیه به آن استناد می‌کند از محل بحث خارج است و اساسا آیه درصدد نفی توسل نمی‌باشد، چرا که آن‌چه که از تفاسیر شیعه و سنی به دست می‌آید آن است که مراد از آیه پرستش بت‌ها می‌باشد. «ابن جوزی» از اعلمای اهل سنت در کتاب تفسیر خود می‌گوید: «قول خداوند که فرمود: «کسانی که غیر خدا را می‌خوانند، یعنی کسانی که بت را پرستش میکنند».[4] «زمخشری» نیز در این باره می‌گوید: «قول خداوند که فرمود: بت‌ها بندگانی مثل شما هستند. این کلام در واقع یک نوع مسخره کردن بت‌پرستان است؛ یعنی نهایت حرفی که می‌شود درباره این بت‌ها زد این است که اگر آن‌ها زنده و دارای عقل بودند، در این صورت مثل شما بت‌پرستان بودند که در این صورت(هم بت‌پرستان و هم بت‌ها) هیچ‌گونه برتری بر یکدیگر ندارید».[5]

قرینه دیگر، ادامه‌ی خود آیه است که‌ می‌فرماید: «أَلَهُمْ أَرْجُلٌ یَمْشُونَ بهِا أَمْ لهَمْ أَیْدٍ یَبْطِشُونَ بهِا أَمْ لَهُمْ أَعْینُ‏ یُبْصِرُونَ بهِا أَمْ لَهُمْ ءَاذَانٌ یَسْمَعُونَ بهِا قُلِ ادْعُواْ شُرَكاَءَكُمْ ثمُ‏ كِیدُونِ فَلَا تُنظِرُونِ[اعراف/195] آیا آن‌ها پاهایى دارند كه با آن راه بروند؟! یا دست‌هایى دارند كه با آن چیزى را بگیرند (و كارى انجام دهند)؟! یا چشمانى دارند كه با آن ببینند؟! یا گوش‌هایى دارند كه با آن بشنوند؟! (نه، هرگز، هیچ كدام) بگو: « (اكنون كه چنین است) بت‌هاى خویش را كه شریك خدا قرار داده‌‏اید (بر ضد من) بخوانید، و براى من نقشه بكشید، و لحظه‌‏اى مهلت ندهید، تا بدانید كارى از آن‌ها ساخته نیست».

2. نکته مهم دیگر این است که اساسا هر خواندن و طلب و درخواستی از غیر خداوند، عبادت و شرک محسوب نمی‌شود. چنان‌که در قرآن در موارد مختلف کلمه «دعا» به معنای غیر عبادت به کار رفته است: «وَ إِذْ قُلْتُمْ یا مُوسى‏ لَنْ نَصْبِرَ عَلى‏ طَعامٍ واحِدٍ فَادْعُ لَنا رَبَّكَ یُخْرِجْ لَنا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِها وَ قِثَّائِها..[بقره/61] و (نیز به خاطر بیاورید) زمانى را كه گفتید: «اى موسى! هرگز حاضر نیستیم به یك نوع غذا اكتفا كنیم! از خداى خود بخواه كه از آن‌چه از زمین مى‏‌رویاند، از سبزیجات و خیار و سیر و عدس و پیازش..».
« قالَ رَبِّ إِنِّى دَعَوتُ قَومى لَیْلاً وَنَهاراً[نوح/5] گفت: پروردگارا! من شب و روز قوم خودم را (به سوى تو) دعوت كردم». در این آیه نیز دعوت به معنای عبادت به کار نرفته است چرا که معنا ندارد حضرت نوح شب و روز قوم خود را عبادت کرده باشد.

«آلوسى» صاحب تفسیر معروف «روح المعانی» که از بزرگان و معتبرترین تفاسیر اهل سنت است در اعتبار احادیث توسل و شفاعت چنین گفته است: «بعد از تمام این گفتگوها من مانعى در توسل به پیش‌گاه خداوند به مقام پیامبر(صلی‌الله‌وعلیه‌وآله) نمى‌‏بینم چه در حال حیات پیامبر(صلی‌الله‌وعلیه‌واله) و چه پس از رحلت او». و در نهایت می‌گوید: «توسل جستن به مقام غیر پیامبر در پیش‌گاه خدا نیز مانعى ندارد، به شرط این‌که او حقیقتا در پیش‌گاه خدا مقامى داشته باشد».[6]

بنابراین قرآن نه تنها از توسل  و وسیله گرفتن برای تقرب و اجابت نهی نکرده بلکه در آیات متعددی این امر را جایز دانسته و بدان سفارش نموده و بلکه خود عقل نیز به آن حکم می‌کند که وقتی انسان می‌خواهد نزد بزرگی برود، کسانی که نزدیک او هستند را وسیله قرار می‌دهد. از طرفی شیعیان هرگز به ائمه و اولیای الهی با دید استقلالی نگاه نمی‌کنند و از خود آن‌ها بدون اذن خداوند طلبی نمی‌کنند، بلکه آن بزرگواران را که نزد خداوند آبرومند هستند واسطه قرار می‌دهند و این کاملا با معنای شرک متفاوت است.

___________________________________________________

پی‌نوشت
[1]. الرد علی الاخنائی، ص18.
[2]. منهاج السنة، ج 1، ص137.
[3]. صنعانى، تنزیه الاعتقاد، به نقل از كشف الارتیاب، ص ۲۷۴.
[4]. زاد المسیر فی علم التفسیر، ج‏۲، ص ۱۷۹.
[5]. الكشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج‏۲، ص:203.
[6]. آلوسی، روح المعانى جلد 6 ص 114- 115.دارالکتب العلمیه ،بیروت 1415ه ق.





برچسب ها: وهابیت، ابن تیمیه، ادله وهابیت، قرآن و شرک، قرآن و توسل،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 25 خرداد 1394 توسط : علی سیدی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات