تبلیغات
سفیران نور - اصلا چه نیازی به وجود ائمه است؟؟؟



شبهه افکنان وهابیت، اصل امامت را که یکی از اصول پنجگانه شیعه است نشانه رفته‌اند و با شبهات مختلفی می‌خواهند اینگونه جلوه دهند که اصلا چنین اصلی، واقعیت خارجی ندارد و از بافته‌های شیعیان است در حالیکه اصل امامت در نصوص قرآن اثبات شده است و این انکار وهابیت در واقع نشان از دشمنی و غرض‌ورزی در برابر شیعه و امامان شیعه دارد.



وهابیت در دشمنی آشکار خود با تشیع از هیچ حربه‌ای غافل نمی‌شود و دم‌به ‌دم در تلاش برای حذف تشیع از صحنه اسلام است. یکی از روشهای آنها ایجاد شبهه در مسائل خرد و کلان اعتقادات شیعه است تا با ایجاد این شبهات، شیعیان را از اعتقاد راسخ خود سست و متزلزل نمایید. آنها در شبهات خود حتی مسلمات تاریخی و عقلی و نقلی را نادیده انگاریده و آنچنان در نفی حقایق قدم بر می‌دارند که بر هیچ انسان منصفی این امر پوشیده نیست. آنها در یکی از اقداماتشان به شبهه افکنی، اصل امامت را که یکی از اصول پنجگانه شیعه است نشانه رفته‌اند و با شبهات مختلفی می‌خواهند اینگونه جلوه دهند که اصلا چنین اصلی واقعیت خارجی ندارد و از بافته‌های شیعیان است و هرگز اعتقاد به امامت و عصمت امامان دوازده گانه، پایه و اساس قرآنی ندارد چراکه اگر امامت عهدی الهی می‌بود می‌بایست خدا در قرآن اسامی ائمه شیعیان را ذکر می‌نمود. و نیز در شبهه سخیف دیگری می‌گویند: «اصلا وجود ائمه چه ضرورتی دارد؟؟!!! و چرا باید از فرامین و دستورات آنها اطاعت و تبعیت نمود؟!!! زیرا فرامین و دستورات آنها از دو حال خارج نیست: یا مطابق با فرامین  و دستورهای قرآن و پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) است و یا مخالف با آن. اگر مطابق با فرامین قرآن و پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) باشد در این‌صورت تکرار مکررات است و نیازی به آنان و سخنانشان نیست و اگر مخالف با فرامین قرآن و پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) باشد باید با آنها مخالفت کرد و سخنانشان را نپذیرفت چون مخالف سخن خدا و رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) است».
چنانکه مشاهده می‌شود گاهی شبهات وهابیت آنقدر سست و بی پایه و اساس است که نشان از آن دارد که آنها با اهداف مغرضانه قصد دشمنی با تشیع را دارند. آنچه مسلم است این است که وهابیت نمونه و مصداق بارز این آیه شریفه «نومن ببعض و یکفر ببعض»[نساء/150] هستند. 
در جواب شبهه آنها از همان قرآن جواب می‌دهیم: «خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: ﴿یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله واطیعوا الرسول و اولی الامر منکم ...﴾[نساء/59]«اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، خدا را اطاعت كنید و پیامبر و اولیاى امر خود را [نیز] اطاعت كنید».
اگر خداوند تفکر شما را می‌داشت، فقط باید می‌فرمود: «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول» و اولی الامر را بیان نمی‌کرد. به نظر شما در این آیه، اولی الامر چه وظیفه‌ای دارند؟؟ از دو حال خارج نیست: یا سخن رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را می‌زنند یا این که خلاف سخن ایشان را می‌گویند. اگر بخواهیم مثل شما استدلال کنیم؛ پس نیازی به اولی الامر نیست و خداوند نعوذ بالله اشتباه کرده است که به اطاعت از اولی الامر دستور فرمود. 
اگر استدلال شما درست و منطقی باشد قطعا شامل خود پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیز می‌شود، زیرا می‌توان گفت: چرا باید از پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) تبعیت و اطاعت کنیم؟ سخنان و فرامین پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) یا موافق قرآن است یا مخالف قرآن. اگر مخالف است نباید تبعیت کرد و اگر موافق است پس در این صورت «حسبنا کتاب الله» کتاب خدا برایمان بس است. با این استدلال شما، نبوت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیز زیر سؤال می‌رود. اگر بخواهید امامت ائمه اطهار(علیهم‌السلام) را زیر سؤال ببرید، باید به توابع همین استدلالتان در مورد نبوت رسول‌خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیز ملتزم باشید که در این‌صورت نبوت حضرت را هم زیر سؤال بردید.
در این آیه خداوند به طور صریح و واضح می‌فرماید که از سه شخص اطاعت کنید: 1) خداوند، 2) پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، 3) اولی الامر.
اولی الامر طبق عقیده ما شیعیان و روایات صحیحه‌ای که داریم، دوازده امام هستند. همان دوازده امامی که پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) ایشان را معرفی فرمودند. در صحیح بخاری و صحیح مسلم و صدها کتاب از کتب شیعه و سنی آمده است که بعد از من دوازده جانشین خواهد آمد تا قیام قیامت.[1] این اجماع تمام علمای شیعه و سنی است که روایت آن هم متواتر می‌باشد. 
خداوند نیز فرموده: اطاعت از خدا، پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و اولی الامر بنمایید. طبق فرمایش این آیه که خداوند اولی الامر را در طول خود و پیامبرش قرار داده و اطاعت از اولی الامر را نیز مانند اطاعت از خود و پیامبرش واجب دانسته است پس باید گفت فرامین و سخنان اولی الامر قطعا موافق با دستورات خداوند است که خدا دستور به اطاعت از آنها را صادر فرموده است همانگونه که سخنان پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیز مطابق با دستورات خدا و قرآن است. 
خداوند در این آیه لفظ «أَطِیعُوا» را به‌طور یکسان برای خدا و پیامبر و اولی الامر آورده و این دلالت بر آن دارد کسی که از اولی الامر اطاعت نماید از خدا و پیامبرش اطاعت نموده است؛ و هر کس بخواهد از خدا اطاعت کند باید از پیامبر و اولی الامر اطاعت کند. حال، اگر اطاعت از اولی الامر همان اطاعت از پیامبر و خداست پس باید اولی الامر معصوم از هر خطا باشند تا فرامین آنها هم‌ردیف با فرامین پیامبر باشد تا در نتیجه، اطاعتشان نیز هم‌ردیف اطاعت از خدا و رسولش شود. 
فخر رازی در این خصوص می‌گوید: «کسی که خداوند، اطاعت او را بدون چون و چرا لازم بشمرد قطعا باید معصوم باشد، زیرا اگر معصوم از خطا نباشد لازم می‌آید در اشتباهات هم اطاعت او عین اطاعت از خدا و رسول باشد و این باعث تضاد در احکام الهی می‌شود، زیرا از یک طرف پیروی از اولی‌الامر بدون قید و شرط واجب است و از جانب دیگر در احکام غیر الهی اطاعت حرام می‌باشد. پس نتیجه می‌گیریم اولی‌الامری که در آیه اطاعت آن‌ها واجب شمرده شده باید معصوم باشند»[2]
هر انسان عاقلی بر این امر صحه می‌گذارد که در قرآن كریم كلیات احكام و معارف آمده و خداوند جزئیات همه مسائل را در قرآن بیان نفرموده است. حال، قرآنی که خداوند متعال آن‌را «تبیان کل شیء» معرفی نموده نیازمند تبیین و تشریح و تفسیر است که خدا این وظیفه را بر عهده پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و جانشینانش نهاده است. از عهده بشر عادی خارج است که بتواند همه مسائل را از قرآن کریم استخراج و استنباط نماید. این، قرآن ناطق[=پیامبر و امام] است که باید قرآن صامت را تفسیر ‌کند و جزئیات مسائل دین را از آن بیان نماید. 
وجود امام از جهات مختلف ضرورت دارد. امام واسطه‌ی فیض الهی است. این نه تنها عقیده شیعه بلکه عقیده اهل سنت نیز می‌باشد. حراست و محافظت از دین اسلام بر عهده امام است تا دین در سیر تاریخ خود دچار انحراف نشود.
علاوه بر دلائل نقلی بسیار از آیات و روایات، دلائل عقلی زیادی نیز بر ضرورت امام وجود دارد که همه اینها را وهابیت کج‌فهم نادیده می‌گیرد که این مختصر یارای آن نیست تا بخواهیم همه آنها را بیان نماییم.
__________________________
[1]. صحیح مسلم، داراحیاء التراث العربی، ج3، ص1453./ و مسند،‌ احمد، مؤسسه الرساله،ج1، 398، [و ج6، ص321]،/ و مجمع الزوائد، هیثمی، درالکتاب العربی بیروت، ج5، ص190؛/ و  مسند ابویطی موصلی، دارالمأعون، بیروت، ج8، ص444./ و صحیح بخاری، داراحیاء التراث العربی، ج9، ص101./ و فرائد المسطین، جوینی، بیروت، مؤسسه المحمودی، ج2، ص134./ و مقتل الحسین(ع) خوارزمی، مکتبه المفید، قم، ج1، ص146./ و صحیح ترمذی ج4، ص501./ و جوینی، فرائد السمطین ، ج2 ، ص132./ و قندوزی حنفی، ینابیع المودة ، ج3، ص282
[2]. فخر رازی، تفسیر کبیر، ج 10، ص 144





طبقه بندی: امام شناسی،  عصمت، 
برچسب ها: ضرورت وجود امام، شبهات وهابیت، مخالفت وهابیت با قرآن، امامت و عصمت در قرآن، انکار امامت بوسیله وهابیت،
مطالب مرتبط: اصلا چه نیازی به وجود امام است؟،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 29 خرداد 1394 توسط : - عباسی