تبلیغات
سفیران نور - آیا توسل از نگاه قرآن، شرک است؟؟


با اینکه قرآن کریم به جواز توسل صراحت دارد و شواهد متعدّدی بر جوازش در قرآن است ولیکن وهابیتِ بدعت‌گذار، به علّت سوء فهم و قصور اندیشه، این آموزه‌ی ناب را زیر سؤال برده و تفسیری سخیف و غیرواقعی از آن ارائه می‌دهد تا آنجا که توسل را شرک به خدا قلمداد کرده و آن‌را به شدّت نفی می‌کند. بدین منظور لازم است که مشروعیّت «توسل» را از دیدگاه قرآن بررسی و اثبات کنیم و شواهدی از توسل را در قرآن نشان دهیم.

توحید از ارکان همه ادیان آسمانی است. و یک موحد باید در سه حوزه توحید ذاتی و صفاتی و افعالی خداوند متعال را واحد بداند و کسی را در این سه حوزه شریک او نداند. بر اساس توحید افعالی، تدبیر نظام عالم، صرفاً در دست خداوند است. توسل جستن و یاری خواستن از پیامبران و اولیای الهی که در زمان‌های مختلف نزد مسلمانان معمول و متعارف بوده، به معنای شریک قرار دادن آنان در افعال خداوند نیست و خدشه‌‌ای بر توحید افعالی خداوند وارد نمی‌سازد. توسل بدین معناست که آنان از مقرّبان درگاه الهی بوده و در پیشگاه خداوند دارای موقعیت و احترام ویژه‌ای هستند، و به همین جهت سبب و وسیله جریان فیض خداوند می‌باشند.
اعتقاد به توسل مسئله‌ای است که از قرآن کریم و سنت شریف نبوی نشأت گرفته است. قرآن کریم می‌فرماید: ﴿ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَةَ﴾[ مائده/35]«اى کسانى که ایمان آورده‏اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید! و وسیله‏اى براى تقرب به او بجوئید و در راهش جهاد کنید، باشد که رستگار شوید».
وسیله گرفتن برای تقرب به خداوند نه تنها جایز است، بلکه چیزی است که خود خداوند بدان سفارش نموده است. و از آن‌رو که وسیله معنای عام دارد لذا موجود ارزشمندی که به او متوسل می‌شویم، گاهی اعمال صالح است که ما را به پروردگار جهان نزدیک می‌سازد و گاه یک انسان برومند است که در پیشگاه خداوند از جایگاه و احترام ویژه‌ای برخوردار است. حضرت زهراء(علیهاالسلام) فرمودند: «....ما خاندان پیامبر وسیله تقرب به خداوند در میان بندگانش هستیم»[1]. عایشه در حدیثی از قول پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در مورد خوراج می‌گوید: «خوارج، بدترین خلائق هستند، آن‌ها را بهترین فرد از میان خلائق كه نزدیك‌ترین وسیله به خداوند هستند، خواهد كشت»[2]که مراد حضرت علی(علیه‌السلام) است.
برخی از اهل سنت در تفسیر وسیله، پیامبر و اهل بیت(علیهم‌السلام) را مصداق بارز وسیله می‌دانند چنانکه ثعالبی، از مفسرین معروف اهل سنت، در تفسیر خویش صراحتا وسیله را از باب توسل و تقرب به پیامبر خدا تفسیر نموده و آن را اینگونه بیان می‌کند: «و اما وسیله مطلوب، پیامبرما حضرت محمد است، و معنای این [=مهیا نمودن وسیله در آیه شریفه] از این باب است».[3]
با اینکه قرآن کریم به جواز توسل تصریح فرموده و شواهد متعدّد قرآنی نیز بر انجام توسل توسّط برگزیدان الهی، وجود دارد ولیکن وهابیتی که داعیه فهم صحیح از قرآن و اسلام دارد به علّت سوء فهم و قصور اندیشه، این آموزه‌ی ناب را زیر سؤال برده و تفسیری سخیف و غیر واقعی از آن ارائه می‌دهد تا آنجا که توسل را شرک به خدا قلمداد کرده و آن‌را به شدّت نفی می‌کند. بدین منظور لازم است که مشروعیّت «توسل» را از دیدگاه قرآن بررسی و اثبات کنیم و شواهدی از توسل را در قرآن نشان دهیم.
1. توسل برادران یوسف به پدرشان یعقوب: 
﴿قَالُواْ یَاأَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا کُنَّا خَاطِئینَ * قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبىّ‏ِ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ﴾[یوسف/97-98]«گفتند: «ای پدر، برای گناهان ما آمرزش بخواه که ما خطا کار بودیم» گفت: «بزودی از پروردگارم برای شما آمرزش می خواهم، که او همانا آمرزنده مهربان است».
چنان‌که می‌بینید برادران حضرت یوسف(علیه‌‌السلام) بعد از پیشیمانی از کردارشان به پیش حضرت یعقوب(علیه‌‌السلام) آمدند تا حضرت برایشان طلب بخشش نزد خدای متعال بنماید و حضرت یعقوب که معصوم از هر خطا است خواسته فرزندانش را رد نکرد، و به آنها نگفت چرا خودتان مستقیماً به سراغ خداوند نمی‌روید، و به من متوسّل می‌شوید و نگفت این امر شرک است بلکه توسل‌شان را تأئید نمود و به آنان وعده داد، برای آنها از خداوند طلب بخشش کند.
2- توسل بنی اسرائیل به موسی(علیه‌السلام)
بنی اسرائیل حضرت موسی(علیه‌السلام) را برای طلب و عرض حاجات خویش به درگاه خداوند واسطه قرار دادند چنانکه وقتی بین اسرائیل خواستار نزول اطعمه و اشربه‌ی رنگین و متنوع از درگاه خداوند می‌شوند به موسی(علیه‌السلام) روی آورده و می‌گویند: ﴿وَإِذْ قُلْتُمْ یَا مُوسَى لَن نَّصْبِرَ عَلَىَ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ یُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الأَرْضُ﴾[بقره/61]«و چون گفتید اى موسى هرگز بر یك [نوع] خوراك تاب نیاوریم از خداى خود براى ما بخواه تا از آنچه زمین مى‏رویاند، برای ما خارج کند». و جالب آیه بعد است که خداوند بواسطه این توسل سختی را از آنان برطرف ساخته است:﴿. . . كَشَفْنَا عَنْهُمُ الرِّجْزَ . . .﴾
از این آیه می‌توان نتیجه گرفت که واسطه قرار دادن یک پیامبر یا یک مقرّب درگاه الهی برای درخواست و طلب حاجت از درگاه الهی جایز و بدون اشکال است.
3- توسّل به پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) جهت آمرزش گناهان
خداوند در قرآن کریم از عمل برخی از مؤمنین گنهکار گزارش داده است که به نزد رسول خدا آمده و از ایشان درخواست می‌کردند تا از درگاه خداوند برای ایشان طلب آمرزش و بخشش نماید: ﴿وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیماً﴾[نساء/64]«و اگر آنان وقتی به خود ستم کرده بودند، پیش تو می آمدند و از خدا آمرزش می خواستند و پیامبر [نیز] برای آنان طلب آمرزش می کرد، قطعاً خدا را توبه پذیر مهربان می یافتند».
این آیه صریحاً می‌گوید که آمدن به نزد پیامبر و شفیع قرار دادن او بر در درگاه خدا، و وساطت و استغفار او برای گنه کاران مؤثر است، و موجب پذیرش توبه، و رحمت الهی است و انسان باید برای طلب بخشش از خداوند، واسطه‌ای آبرومند بیابد تا خداوند به خاطر او حاجت‌های انسان را برآورده سازد.
استدلال امام صادق(علیه‌السلام) به آیه قرآن برای اثبات جواز توسل
امام صادق(علیه‌السلام) در جواز توسل به این آیه استدلال کردند و در مورد نحوه زیارت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرموند: «زمانی که وارد مدینه شدید ، غسل کنید و وقتی که وارد بر قبر رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) شدید ، بر حضرت سلام کنید... و بگویید خدایا خودت در قرآنت فرمودی : «اگر شما ظلمی بر خود روا داشتید، نزد پیامبر بیایید. از خدا  طلب استغفار کنید و پیامبر هم برای شما طلب استغفار کند. در این صورت خداوند توبه شما را می پذیرد» خدایا من نزد پیامبرت آمدم و از تو طلب استغفار می‌کنم و از گناهانم توبه می‌کنم....»[4]
چه بسیارند، عالمان طراز اول اهل سنت که در جواز توسل بدین آیه استدلال کرده و بیان داشتند که این آیه عام است و شامل جواز توسل به ولیّ و پیامبر میت هم می‌شود. ابن کثیر دمشقی سلفی که شاگرد ابن‌تیمیه است در تفسیر این آیه می‌گوید: «خداوند در این آیه گنهکاران را راهنمایی می‌کند که اگر خطایی از آنان سر زده ، نزد رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بیایند و از خداوند طلب استغفار کنند و از حضرت هم بخواهند که از خداوند برای آن ها طلب استغفار کند، در این صورت خداوند آن ها را می‌بخشد و خداوند توّاب و رحیم است. جماعتی از بزرگان اهل سنت از جمله  ابو نصر بن الصباغ در کتاب الشامل خودش، حکایت مشهوری را از عتبی نقل کرده‌اند که عتبی گفت: کنار قبر پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نشسته بودم، عربی بیابان‌گرد نزد قبر پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله)  آمد و گفت: سلام بر تو ای رسول خدا؛ من از خداوند شنیدم که فرمود: ﴿وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیماً﴾ من نزد تو آمدم که برای گناهان من طلب استغفار کنی و مرا نزد خداوند شفاعت نمایی، سپس آن عرب شعری سرود و بازگشت. عتبی گوید: حالت خواب به من دست داد و پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را در خواب دیدم که فرمودند: ای عتبی! به نزد آن عرب بیابانی برو و به او بشارت ده که خداوند گناهان تو را بخشید».[5] از عالمان اهل سنتی که در جواز توسل به این آیه استدلال نمودند بطور اختصار می‌توان از سامری حنبلی، ابن قیم جوزی، سیوطی رحیبانی، ابن مفلح حنبلی، ابن قدامه مقدسی، ماوردی بصری، و محی الدین نووی نام برد[6]
خداوند در این آیه چنین سفارش می‌فرماید که هر کسی می‌خواهد گناهانش را ببخشایم باید ابتدا از من بخواهد و بعد پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را نزد من شفیع بیاورد.
خداوند حتی به این هم اکتفا نکرده بلکه به پیامبر خویش امر می‌کند که از جانب خویش برای مؤمنان طلب آمرزش کند: ﴿فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَمَثْوَاكُمْ﴾[محمد/19]«پس بدان كه هیچ معبودى جز خدا نیست و براى گناه خویش آمرزش جوى و براى مردان و زنان با ایمان [طلب مغفرت كن] و خداست كه فرجام و مآل [هر یك از] شما را مى‏داند!»
اینجا خداوند به پیامبر امر کرده که برای مسلمانان استغفار کند. این نکته نیز قابل توجه است که در اینجا خداوند برای مؤمنین و مؤمنات شفاعت کرده ، و دستور استغفار به پیامبرش داده، تا آنها را مشمول رحمت خود کند، و از اینجا عمق مسأله «شفاعت» در دنیا و آخرت، و در همچنین مشروعیت و اهمیت مسأله«توسل» ظاهر می‌شود.
قرآن کریم این فیض بزرگ را تنها شامل مؤمنین ندانسته و مشرکین را نیز قابل دریافت این موهبت الهی و طلب بخشش رسول خدا می‌داند: ﴿وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْا یَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُؤُوسَهُمْ وَرَأَیْتَهُمْ یَصُدُّونَ وَهُم مُّسْتَكْبِرُونَ﴾[منافقون/5]«چون بدیشان گفته شود بیایید تا پیامبر خدا براى شما آمرزش بخواهد سرهاى خود را بر مى‏گردانند و آنان را مى‏بینى كه تكبركنان روى برمى‏تابند!».
از مجموع این آیات می‌توان نتیجه گرفت که اگر وساطت و دعا و استغفار و شفاعت خواستن از پیامبر شرک بود چگونه ممکن بود که قرآن چنین دستوری را به گنه کاران بدهد! منتها افراد خطا کار باید نخست خود توبه کنند و از راه خطا برگردند، سپس برای قبول توبه خود از استغفار پیامبر نیز استفاده کنند.
بدیهی است پیامبر آمرزنده گناه نیست، او تنها می‌تواند از خدا طلب آمرزش کند. مسئله‌ی طلب استغفار و آمرزش برای گنهکاران تنها به شخصیّت پیامبر منحصر نشده و حتی در بعضی آیات آمده است که فرشتگان نیز برای مؤمنان طلب آمرزش می‌کنند مانند: ﴿وَیَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَیْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِیلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ﴾[غافر/7]«و براى كسانى كه گرویده‏اند طلب آمرزش مى‏كنند [و می‌گویند:] پروردگارا رحمت و دانش [تو بر] هر چیز احاطه دارد كسانى را كه توبه كرده و راه تو را دنبال كرده‏اند ببخش و آنها را از عذاب آتش نگاه دار». در سوره مبارکه شوری آیه 5 نیز از استغفار ملائکه برای اهل زمین سخن به میان آمده است.
﴿تَكَادُ السَّمَاوَاتُ یَتَفَطَّرْنَ مِن فَوْقِهِنَّ وَالْمَلَائِكَةُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِمَن فِی الْأَرْضِ أَلَا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ﴾[شوری/5]«چیزى نمانده كه آسمانها از فرازشان بشكافند و [حال آنكه] فرشتگان به سپاس پروردگارشان تسبیح مى‏گویند و براى كسانى كه در زمین هستند آمرزش مى‏طلبند آگاه باش در قیقت‏خداست كه آمرزنده مهربان است».
این آیات مذکور نشان می‌دهد که توسل به اولیای الهی، امری جائز، سنتی قرآنی است؛ و آنها که آن را ممنوع و مخالف با اصل توحید می شمرند، از متون قرآن، آگاهی ندارند و یا تعصب‌های غلط مانع دید آنها می‌شود.
___________________________
[1]. ابن ابی الحدید شرح نهج البلاغه، ج16، ص211؛ و بغدادی، بلاغات النساء، ص 14
[2]. ابن ابی الحدید شرح نهج البلاغه، ج2، ص267 نقل از مسند احمد؛/ و المناقب، ابن المغازلی، ص56، ح79.
[3]. تفسیر الجواهر الحسان فی تفسیر القرآن- تفسیر ذیل آیه
[4]. محمد بن یعقوب کلینی، کافی، طبع اسلامیه، ج 4 ، ص 551
[5]. ابی الفداء اسماعیل بن عمر بن کثیر قرشی دمشقی(م774هـ)، تفسیر قرآن العظیم، چاپ دار ابن حزم، ص503، ذیل آیه 64سوره نساء
[6]. سامری حنبلی، المستوعب، با تحقیق عبد الملک بن عبد الله بن دهیش، ج1، ص524./ و ابن جوزی، المنتتظم فی تاریخ الملوک والامم، دار الکتب العلمیه بیروت، ص26./ و شیخ مصطفی سیوطی رحیبانی، مطالب اولی النهی فی شرح غایه المنتهی، ج2 ، ص440 و 441./ و ابن مفلح حنبلی، المبدع فی شرح المقنع، دار الکتب العلمیه بیروت، ج3 ، ص236./ و ابن قدامه مقدسی جماعیلی دمشقی صالحی حنبلی، المغنی، دار عالم الکتب ریاض، ج5، ص465./ و ماوردی بصری، الحاوی الکبیر فی فقه الامام الشافعی و هو شرح مختصر المزنی، دار الکتب العلمیه لبنان، ج4، ص214./ و محی الدین ابی زکریا یحیی بن شرف النووی الدمشقی الشافعی، الاذکار من کلام سید الابرار(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، مکتبه النزار المصطفی البار مکه مکرمه و ریاض، ج1، ص232 به بعد. همو، المجموع شرح المهذب للشیرازی، مکتبه الارشاد جده، ج8، ص256





برچسب ها: توسل در قرآن، مشروعیت و جواز توسل، شبهات وهابیت، بدعتهای وهابیت، توسل شرک نیست،
مطالب مرتبط: توسل در احادیث اهل سنت و سیره مسلمین، آیا توسل از نگاه قرآن، شرک است؟؟،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 29 خرداد 1394 توسط : - عباسی