نقد دیدگاه وهابیت در مسأله علم غیب


وهابیان برای توحید و شرک مبناها و ملاک‌های متعدد و خاصی را مطرح نموده‌اند و هر کسی را که با آن مبناها منطبق نباشد، مشرک می‌دانند و به تکفیر و قتل حکم او می‌کنند. یکی از این ملاک‌ها این است که علم غیب فقط مختص به خداوند است و اعتقاد به علم غیب برای غیر خداوند، شرک و هر کسی که بدان معتقد باشد مشرک و از دین خارج است.

دید گاه وهّابیت در باره علم غیب
محمد بن عبدالوهاب می‌گوید: «هر کس ادعا ی ذره‌ای از علم غیب داشته باشد طاغوت است».[1] او برای گفته خود به آیات قرآن استدلال می‌کند و می‌گوید: قول خداوند «قُل لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِی خَزَآئِنُ اللّهِ وَلا أَعْلَمُ الْغَیْبَ[انعام/50] بگو به شما نمى‏‌گویم گنجینه‏‌هاى خدا نزد من است و غیب نیز نمى‌‏دانم» صراحت دارد در براعت از کسانی که ادعای علم غیب می‌کنند.[2]
شورای مفتیان وهّابیت نیز در تکفیر کسانی‌که معتقد به علم غیب برای غیر خداوند هستند گفته‌اند: «کسی که معتقد باشد به این‌که افراد صالح علم غیب دارند، کافر است؛ زیرا خدای متعال فرموده است:« قُل لَّا یَعْلَمُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَیْبَ إِلَّا اللَّهُ[نمل/65] بگو هیچ کسی در آسمان‌ها و زمین غیب را جز خدا نمی‌داند»».[3]


«عبد العزیز بن باز» از مفتیان اعظم سابق عربستان در این باره می‌گوید : «کسی که ادّعای علم غیب کند، از او خواسته می‌شود که توبه کند. اگر توبه نکرد، به جرم این که کافر شده است، کشته می‌شود، غسل و نماز ندارد و در قبرستان مسلمانان دفن نمی‌شود؛ زیرا غیب را جز خدا نمی‌داند».[4]

 علم غیب از نگاه قرآن
آیات قرآن کریم در مورد مساله علم غیب به 3 دسته تقسیم می‌شوند:
1. آیاتی که علم غیب را منحصر در خداوند می‌داند: « قُل لَّا یَعْلَمُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَیْبَ إِلَّا اللَّهُ [نمل/65] بگو هیچ کسی در آسمان‌ها و زمین غیب را جز خدا نمی‌داند» و در آیه دیگری می‌فرماید: « وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَیْبِ لاَ یَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ [انعام/59]خزائن غیب منحصرا نزد خداوند است و جز او کسی به آن‌ها دانا نیست».

2.آیاتی که مفاد آن‌ها نفی علم غیب از پیامبران و دیگران است، چنان که قرآن کریم می‌فرماید:«قُل لَّا یَعْلَمُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَیْبَ إِلَّا اللَّهُ[نمل/65]ای پیامبر بگو هیچ کسی در آسمان‌ها و زمین غیب را جز خدا نمی‌داند». و در جای دیگر از زبان نوح می‌فرماید: « وَلاَ أَقُولُ لَكُمْ عِندِی خَزَآئِنُ اللّهِ وَلاَ أَعْلَمُ الْغَیْبَ [هود/31] و به شما نمى‌‏گویم كه گنجینه‌‏هاى خدا پیش من است و غیب نمى‏‌دانم».

3.دسته دیگر آیاتی هستند که علم غیب را برای غیر خداوند نیز اثبات می‌کند: «عالِمُ الْغَیْبِ فَلا یُظْهِرُ عَلى‏ غَیْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ[جن/27] او دانای غیب است، پس هیچ کسی را برغیبش آگاه نمی‌سازد، جز کسی را که بپسندد از قبیل پیامبر» و در سوره نمل ایه 40 سلطۀ غیبی را برای نزدیکان حضرت سلیمان نیز اثبات می‌کند؛ هم‌چنین در آیات متعدد دیگر از جمله آل عمران/49، تحریم /3، کهف /65 و 82، قصص/ 7، علم غیب را برای دیگران جایز و به اثبات می‌رساند.

بنابراین بزرگ‌ترین اشتباه این است که ما بخواهیم فقط به یک دسته از آیات توجه کنیم و باقی آیات را رها کنیم؛ بلکه می‌بایست میان آیات جمع کنیم و هیچ یک را رد نکنیم. آن‌چه که از معانی این سه دسته از آیات برداشت می‌شود آن است که علم غیب به دو قسمت تقسیم می‌شود:
1 علم غیب ذاتی و اصلی که اختصاص به ذات حضرت حق تعالی دارد  و به جز او، هیچ کس ذاتا علم غیب ندارد.
2.علم غیب غیر ذاتی و خدادادی که انسان‌ها نیز می‌توانند به اذن خداوند داشته باشند.

نتیجه آن‌که: منظور از آیاتی که علم غیب را مختص به خداوند دانسته و حتی انبیا را از آن منع کرده است، علم غیب ذاتی است و منظور از آیاتی که آن علم را برای دیگران نیز جایز دانسته‌اند، علم غیب خدادادی و غیر ذاتی است. پس انبیاء و اولیای الهی نیز به اذن خدا می‌توانند علم غیب داشته باشند، هم‌چنان که آیات بسیاری بر این امر دلالت دارد.

علم غیب از دیدگاه سنت
بسیار قابل تأمل است که وهابیان چگونه این‌چنین ادعا می‌کنند و سایر مسلمانان را مشرک می‌خوانند، در حالی‌که نه قرآن را درست فهمیده‌اند و نه حتی نیم نگاهی به سنت داشته‌اند در حالی که در صحیح مسلم که یکی از معتبرترین و مهم‌ترین کتب اهل سنت است بابی به نام «خبرهای پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) از حوادث آینده تا برپایی قیامت» در آن وجود دارد که حدود دویست روایت در خصوص پیش‌گویی‌ها و علوم غیبی آن حضرت در آن است.[5]

بسیار جالب است که خود «ابن تیمیه» برای کاهنان و پیش‌گویان علم غیب را ممکن می‌داند و حتی در جواب علامه حلی که اخبار غیبی امیرالمومنین(علیه‌السلام) را به عنوان یکی از فضائل آن حضرت نام برده، گفته است: «افراد پایین‌تر از علی(علیه‌السلام) نیز از بعضی امور غیبی خبر می‌دادند. در میان پیروان خلفای سه‌گانه کسانی بودند که چند برابر آن، خبرهای غیبی داشته‌اند. اما آنان نه شایسته مقام امامت بودند و نه برتر از مردم زمان خود».[6]

پس چطور می‌شود که خود ابن تیمیه اعتراف به علم غیب برای صحابه می‌کند، امّا وقتی شیعه چنین ادعایی برای امامان‌شان می‌کند، آنان را مشرک و رافضی می‌خوانند.

بنابراین از نگاه قرآن و سنت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) علم غیب ذاتی، مخصوص خدای متعال است و اعتقاد به ثبوت آن برای غیر خدا موجب کفر و شرک است. و علم غیب غیر ذاتی و اعطایی از جانب خداوند متعال میتواند به اولیای الهی هم عطا شود؛ پس پیامبران و اولیای الهی نیز می‌توانند دارای علم غیب باشند. هم‌چنین اعتقاد به علم غیب اولیای الهی، اختصاص به شیعیان ندارد، بلکه در میان اهل سنّت نیز چنین اعتقادی وجود دارد.

___________________________________________
پی‌نوشت
[1]. مجموعة المؤلفا ت، ج1، ص195.
[2]. همان، ج5، ص65.
[3]. فتاوی اللّجنة الدّائمه للبحوث العلمیّة و الإفتاء ش9027 _ المکتبة الشّامله قسم الفتاوی
[4]. مجموع فتاوی بن باز جزء8 ص294.
[5].صحیح مسلم، دار ابن کثیر، بیروت، ج ۴، ص ۲۲۱۷.
[6]. النبوات، ابن‌تیمیه حرّانی، المطبعة السلفیة، قاهرة، ج ۱، ص ۲۱۹.





برچسب ها: وهابیت، پاسخ به شبهات وهابیت، علم غیب پیامبران و امامان، علم غیب در قرآن کریم،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2 تیر 1394 توسط : علی سیدی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات