200 تومنی پاره پوره!
تعداد بازدید : مرتبه
سلام  بعد از مدتی نه چندان طولانی، بازم افتخار این نصیبم شد که بتونم برا کاربرای عزیز "سفیران نور" مطلب ارسال کنم.

بریم سر اصل مطلب

 تا حالا شده که یه 200 تومنی توی خیابون پیدا کنین؟ چقدر بهش اهمیت می دین؟ 

شاید وقتی از کنارش رد می شین با خودتون فکر کنید: نکنه از دست یه دختر بچه افتاده باشه، آخه یه نون وایی سر خیابونه! شاید بقیه پولش بوده! 
و 
و
و

چه طور وقتی از کنار یه مال کم ارزش رد می شیم، فکر اینکه شاید این پول برای یه دختر بچه باشه، و یا اینکه نه! اصلا به این فکر می کنیم که خب! بلخره ماله مردمه! دست درازی به اموال مردم درست نیست!  ....

همین فکراست که وقتی دستت رو دارز می کنی که پولو ور داری، یهو می زنه رو دستت و میگه: آهای! به آخر عاقبتش فکر کردی؟ 

خب! دست کشیدن از یه دویست تومنی خیلی سخت نیس! تازه اگه کنار یه نون وایی هم افتاده باشه  اما نظرتون در مورد یه کیسه ای که توش 2 ملیون پوله چی؟
آیا وقتی دستمون می ره سمتش، بازم فکر و خیاله اون دویست تومنی میاد تو ذهنمون؟

خب! ممکنه بگید: آدما با هم فرق می کنن! اصلن آدمیزاده دیگه! با مشکلات قوطه وره! یکیو می بینی ایمانش کمه، یه چن دیقه بالا سره کیسه پول وایمیسته و فکرِ مشکلاتش برای ایمانش قدرت تصمیم گیری باقی نمی ذاره و کیسه رو ور می داره! 

یکی دیگه رو می بینی که ایمانش از قبلی بیشتره، می ره بالاسره کیسه پول وایمیسته و تو مشکلاتش غرق میشه اما چون بیشتر از قبلی، از نافرمانی خدا دلهره داره، مشکلات صاحب پول میاد تو ذهنش، با خودش میگه: آخه فرق منو و اونی که با زحمت این پولو بدست آورده چیه؟ ... تو همین فکراست که با اون دستش می زنه رو این دستش و میگه: نه! 

اما یکی دیگه رو می بینی مثل آقای بهجتِ خدا بیامرز! به نظرت اصلن به خودش اجازه می ده که وایسه و به این پول نیگاه کنه؟ من می گم اگه صد ملیونم باشه، به خودش اجازه نمی ده یه لحظه ام براش توقف کنه! با اینکه وضع زندگیش از خیلی از ماها (به ظاهر) فقیرونه تر بود!

به نظرت این واسه چیه؟ 

میگم برات: این واسه اینه ک این بندۀ مخلص خدا، از آخر و عاقبت کار با خبره! می دونه اون دنیا چه خبره! می دونه چه بلایی سر دزد جماعت میاد؛ بخاطر همینه که حتی به خودش اجازه ایستادن و تصرف تو اموال دیگران رو نمی ده
(البته دزدی یه نمونه اس، در مورد تمام خطاها و گناهان همینطوره)

اینا همه رو گفتم و سرتونو درد آوردم که بگم، وقتی می گیم یه پیامبری معصوم از خطا و گناهه، بخاطر علم و آگاهی هست که از آخر عاقبت گناه داره، همونطوری که کسی آیت الله بهجت رو مجبور نکرده بود که به اون کیسه دست درازی نکنه، کسی پیامبران و ائمه (علیهم السلام) رو مجبور به ترک گناه نکرده، بلکه همونطوری که از آخر و عاقبت گناه با خبرن، به خودشون جرأت دست از پا خطا کردن نمی دن

اصلا همونطوری که آگاهی به مشکلات فراوون باعث شد اون فرد کم ایمان، به پول مردم دست درازی کنه، اگه آگاهی و علم به آخر و عاقبت دزدی داشت و می دونست با تکیه به خدا میشه مال حلال رو جایگزین مال حروم کرد، اصلا به خودش اجازه توقف و فکر کردن به اموال مردم رو نمی داد.

پس این علم و آگاهی هست که فرد رو از ارتکاب گناه باز می داره و این با اختیارِ شخص معصوم، هیچ منافاتی نداره.




طبقه بندی: پیامبر شناسی،  امام شناسی،  عصمت، 
برچسب ها: عصمت، اختیار، منافات، عصمت با اختیار منافات ندارد؟، عصمت با اختیار منافات دارد؟، علم و اختیار، آگاهی، آخر و عاقبت گناه، گناه، عاقبت،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 6 مرداد 1391 توسط : Sadegh Safa
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic