اعتراف بزرگان اهل سنت به معنای «ولی» در غدیر

حدیث غدیر از جمله احادیث نادری است که سند آن از حد تواتر نیز گذشته است و همه مذاهب اسلامی اعم از شیعه و سنی بر تواتر حدیث و وقوع این حادثه اتفاق نظر دارند، به همین دلیل مخالفان ولایت، از آن‌جایی که نتوانسته‌اند در سند آن خدشه کنند، به دلالت آن اشکال وارد کرده‌اند.

یکی از این اشکالات، دلالت کلمه «مولی» است که اهل سنت آن را به معنای دوستی گرفته‌اند و به این طریق دلالت حدیث را مورد خدشه قرار داده و می‌گویند: این‌جا پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرموده هر کس من را دوست دارد، بعد از من علی(علیه‌السلام) را دوست داشته باشد، نه این‌که به معنای خلافت و جانشینی باشد. هم‌چنین می‌گویند: چرا تنها علمای شیعه کلمه«ولی» را به معنای ولایت و جانشینی گرفته‌اند و هیچ‌یک از علمای مذاهب دیگر، چنین برداشتی نداشته‌اند؟
پاسخ این‌که کلمه «ولی» به چه معناست داده شده است. اما در پاسخ به این شبهه باید گفت که علمای اهل سنت تمام تلاش و كوشش خود را در انكار و كتمان و توجیه و تحریف این واقعه به كار گرفته‌اند و از هر راه‌كاری برای رسیدن به این مقصود دریغ نورزیده‌اند و اگر این‌كار را نكرده بودند و این موضوع را قبول کرده داشتند، امروز در دنیا دو مذهب به اسم شیعه و سنی وجود نداشت تا بخواهد اختلافی در این بین وجود داشته باشد؛ اما با این وجود تعدادی انگشت‌شمار از بزرگان و علمای اهل سنت وجود دارند که همین برداشت را از کلمه «ولی» کرده‌اند که در این نوشتار به بیان آن‌ها می‌پردازیم و اگر هم این اقرار وجود نداشت باز هم چیزی از حقانیت شیعه کاسته نمی‌شد.


افرادی از اهل سنت که قبول دارند کلمه مولا در حدیث مشهور «من کنت مولاه، فهذا علی مولاه» به معنای خلافت است بدین شرح هستند:

1. امام ابو حامد غزالی(متوفای 505 هـ)
غزالی یكی از اعاظم و اكابر علمای اهل سنّت است که در معنای کلمه ولی و خصلت ریاست‌طلبی خلفا، این‌گونه می‌گوید: «لكن حجّت روی خود را آشكار کرد و جمعیت مردم برای شنیدن متن خطبه حدیثی كه در روز غدیر خم كه مورد اتفاق همه می‌باشد جمع شدند. [در آن خطبه] پیامبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌فرماید: «هر كس من مولای اویم علی(علیه‌السلام) مولای اوست». همین جا بود كه عمر به علی گفت: «یا ابا الحسن! تبریك، تبریك! از این به بعد تو مولای من و مولای هر زن و مرد مؤمنی هستی». این سخن عمر در حقیقت تسلیم در برابر امر و رضایت و تحكیم آن بود. امّا بعد از آن بود كه هوی و هوس برای حبّ ریاست بر او غلبه كرد و او عمود خلافت را به دوش گرفت و قرار‌ها و پیمان‌ها در خفقان هوی و هوس و زد و خورد نیزه‌ها و ازدحام اسب‌ها و سپاهیان و لشكركشی برای فتح كشور‌ها فراموش شد و آن‌ها از شراب هوی و هوس سیراب گردیدند. و به همین خاطر بود كه مردم به همان اختلافات روز اوّل بازگشتند و عهد و پیمان خود را پشت سر افكنده و آن را به قیمتی اندك فروختند».[1]

سبط بن جوزی ضمن تأیید انتساب كتاب «سرالعالمین» به غزالی عین كلام او را آورده و سخن او را بدون هیچ‌گونه ردّی نقل كرده است.[2]

ذهبی بعد از نقل این داستان درصدد توجیه آن برآمده و این‌چنین می‌گوید: «نمی‌دانم غزالی برای این سخن خود چه عذری خواهد داشت؟ ولی ظاهراً غزالی از این نظر خود باز گشته و دوباره از حق پیروی كرده است. و به راستی كه او از دریاهای علم است. والله اعلم».[3]

در شرح حال غزالی همین بس که ذهبی در مورد او می‌گوید: «غزالی استاد پیشوا و دریای علم، نشانه اسلام، اعجوبه زمان ، صاحب كتاب‌ها وانسانی با هوش فراوان و زیرك... بود» .[4]

2. سبط ابن‌جوزی(متوفای 654هـ)
ابن‌جوزی در کتاب «تذكره خواص الأمه فی معرفه الأئمه» می‌گوید: «... معنای دهم برای مولی «اولی و سزاوارتر» است. خداوند تعالی می‌فرماید: «فَالْیَوْمَ لا یُؤْخَذُ مِنْكُمْ فِدْیَةٌ وَ لا مِنَ الَّذینَ كَفَرُوا مَأْواكُمُ النَّارُ هِیَ مَوْلاكُمْ وَ بِئْسَ الْمَصیر»  در این‌جا مولی به معنای اولى و سزاوارتر به خود شماست.
پس مراد از حدیث غدیر نیز: اطاعت مخصوصه [از علی] است پس [برای حدیث غدیر] معنای دهم متعین است. و معنای آن این است: كسی كه من برای او سزاوارترم از این به بعد علی(علیه‌السلام) بر او سزاوارتر است.
و به همین معنى حافظ ابو الفرج اصبهانی در كتابش «مرج البحرین» تصریح کرده است. وی این روایت را با اسنادش به مشایخ خود روایت كرده و گفته: رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) دست علی(علیه‌السلام) را گرفت و فرمود: «هر كس من بر او از خود او سزاوارترم، از این به بعد علی(علیه‌السلام) بر او سزاوارتر است».
پس دانسته شد كه تمام معانی كلمه «مولی» به معنای دهم بازگشت كرد. و دلیل بر این مطلب نیز سخن خود رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در ابتدای حدیث غدیر است كه فرمود: «الست اولى بالمؤمنین من انفسهم؟» كه این سخن نص صریح در اثبات امامت علی(علیه‌السلام) و لزوم قبول اطاعت از اوست».[5]

ذهبی درباره شخصیت ابن‌جوزی می‌گوید: «او امام و فقیه و واعظ بی‌نظیری بود و در تاریخ و سِیَر، علامه بود و صاحب ارج و احترام ویژه و مورد قبول همه بود».[6]

3. محمد بن طلحة شافعی (652هـ)
محمد بن طلحه شافعی از علمای بزرگ اهل سنّت در معنای حدیث غدیر می‌گوید: «معنای حدیث غدیر این است: هر كس كه من بر او اولی و سزاوارتر و یا ناصر و وارث و یا پشتیبان و دوست صمیمی او هستم علی(علیه‌السلام) هم برای او این‌چنین است. و این كلام صریح در تخصیص علی(علیه‌السلام) به این منقبت بلند بوده و او را برای دیگران مانند خود قرار داده و این خصوصیت را برای دیگری قائل نشده است.
از این رو دانسته می‌شود كه: این حدیث از اسرار سخن خدای تعالی است ... كه [مضمون آن] در آیه مباهله نیز آمده است. پس به درستی كه علی از همه كس بر مؤمنین اولی و سزاوارتر است و ناصر مؤمنین و سید آقای مؤمنین است. و هر معنایی كه امكان داشته باشد از لفظ «مولی» برای رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) اثبات كنیم، همان را برای علی(علیه‌السلام) می‌توان ثابت کرد. و این مرتبه‌ای بلند و والا و منزلتی دست نیافتنی و درجه‌ای عالی و مكانتی رفیع است كه حضرت آن را به علی(علیه‌السلام) اختصاص داده است. و از این روست كه روز غدیر روز عید برای دوست داران علی(علیه‌السلام) است».[7]

ذهبی در مورد شخصیت او می‌گوید: «ابو سالم محمّد بن طلحه بن محمّد قرشی عدوی شافعی، متوفّای سال 652هـ . كه به علّامه بی‌نظیر در مذهب و اصول و دارای فنون و هنرهای مختلف توصیف شده است».[8]

نکته و سوال مهمی که در این‌جا به وجود می‌آید این است: پس چرا این دسته از علمای اهل سنت که خود به دلالت حدیث غدیر بر ولایت امیرالمومنین(علیه‌السلام) اقرار کرده‌اند، باز بر همان عقیده خود باقی مانده‌اند و به عوارض و لوازم این اقرار تن نداده‌اند؟ به راستی چه چیزی به غیر از تعصب و فرار از حقیقت می‌تواند مانع از تحول و تن دادن به حقیقت باشد؟

نتیجه اینکه: این تنها شیعه نیست که از حدیث غدیر و کلمه «مولی» ولایت و جانشینی حضرت را برداشت می‌کند، بلکه از میان بزرگان اهل سنت کسانی هستند که به این حقیقت اعتراف کرده‌اند.

________________________________________
پی‌نوشت
[1]. مجموعة رسائل الإمام الغزالی، كتاب سر العالمین ص483 ، طبعة مصححة منقحة، إبراهیم أمین محمد، المكتبة التوفیقیة.
[2]. سبط بن الجوزی الحنفی ، شمس الدین أبوالمظفر یوسف بن فرغلی بن عبد الله البغدادی ، تذكرة الخواص ، ص62، ناشر : مؤسسة أهل البیت ـ بیروت ، 1401هـ ـ 1981م .
[3]. سیر أعلام النبلاء، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط, محمد نعیم العرقسوسی،ج19، ص328.
[4].همان، ج 19 ، ص 322.
[5]. سبط بن الجوزی الحنفی ، شمس الدین أبوالمظفر یوسف بن فرغلی بن عبد الله البغدادی ، تذكرة الخواص ، ص37 ـ 39 ، ناشر : مؤسسة أهل البیت ـ بیروت ، 1401هـ ـ 1981م .
[6]. تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، اسم المؤلف:  شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان الذهبی، دار النشر: دار الكتاب العربی- لبنان/ بیروت - 1407هـ - 1987م، الطبع: الأولى، تحقیق: د. عمر عبد السلام تدمرى،ج48، ص183.
[7]. مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول، المؤلف: كمال الدین محمد بن طلحة الشافعی، تحقیق: ماجد أحمد العطیة، ص 45-44.
[8]. سیر أعلام النبلاء، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط, محمد نعیم العرقسوسی، ج 23، ص293.

* برای مطالعه بیشتر به کتاب «واقعة غدیر خم (دراسة توثیقیة)»نوشته حضرت ایت الله سید محمد حسینی قزوینی مراجعه شود.(برای دانلود این کتاب  اینجا کلیک شود)





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 30 شهریور 1395 توسط : علی سیدی