تبلیغات
سفیران نور - مطالب علی احمدی فریدنی
چهارده خرداد و رحلت آفتاب
تعداد بازدید : مرتبه

جامعیت علمی امام(رحمةالله‌علیه)
امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) در یسیاری از علوم عقلی و نقلی تسلط و تبحر کاملی داشتند، علاوه بر این‌که در علوم فقه و اصول تبحر کافی داشتند، در علوم عقلی مانند علم فلسفه، عرفان، اخلاق، سیاست، کلام، ادبیات، نجوم و هیئت تبحر کاملی داشتند.[2]
ایشان در سال‌های زیادی قبل از انقلاب، در دروس فقه و اصول و فلسفه و کلام و ... مشغول تدریس بودند که همه این‌ها نشانه تسلط کامل ایشان بر علوم اسلامی است. علاوه بر این‌ها ایشان تبحر بالای خودشان را در اداره جامعه و رهبری انقلاب و مردم نشان دادند. ایشان در برهه‌های بسیار حساس تیزبینی و درایت بالای سیاسی خودشان را به منصه ظهور گذاشتند بخاطر نگاه تیزبین حضرت روح‌الله بود که توانستند این انقلاب عظیم را از گردنه‌های بسیار خطرناک و پیچیده عبور دهند.

بعد روحانی و عرفانی امام(رحمه‌الله‌علیه)
علاوه بر تمام این‌ها که بیان گردید یکی از خصایص بسیار منحصر بفرد امام(رحمه‌الله‌علیه) بعد عرفانی و اخلاقی ایشان بوده است. امام با تمام عظمتی که داشتند همیشه و در همه حال بر خداوند عالم تکیه داشتند. ایشان خطاب به دامادشان جناب آقای «اشراقی» می‌گویند: «به خاطر داری در سال 1342 كه تازه سخنرانی اولی را از قم شروع كردم به من چه گفتید؟ گفتید: بزرگان و علمای قم آن‌طور كه لازم است با شما همراهی نمی‌كنند و شما در مبارزه تنها هستید و من در پاسخ گفتم مردم با من هستند».
 حضرت امام(رحمه‌الله‌علیه) خطاب به دامادشان می‌گویند:« اگر آن‌روز به جای آن‌كه می‌گفتم مردم با من هستند می‌گفتم خدا با من است پیروزی انقلاب 15 سال به تعویق نمی‌افتاد».[3]

بعد از آن امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) در همه جا می‌گوید( فقط خدا) مثل آزادسازی خرمشهر؛ امام می‌گوید: خرمشهر را خدا آزاد كرد. این نگاه عرفانی حضرت امام(رحمه‌الله‌علیه) را می‌رساند که به غیر از خداوند عالم بر هیچ قدرتی اعم از شرق و غرب تکیه نداشتند
ادامه مطلب در این لینک:




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 14 خرداد 1395 توسط : علی احمدی فریدنی
صفات بارز حضرت امام خمینی
تعداد بازدید : مرتبه

قاطعبیت بی نظیر امام
 و آن روز كه برخی مدعیان در خانه‌هایشان بر خود می لرزیدند و در آرزوی تفاهم و عدم ستیز با دشمن بودند، او فریاد بر آورد: «خمینی را اگر دار بزنند، تفاهم نخواهد كرد».[2]
امام به هنگام تبعید و در اوج خفقان رژیم، به علما نوید می‌داد و از آن‌ها می‌خواست به بهانه معلوم نبودن نتایج قابل پیش‌بینی، دست از مبارزه و آگاهی بخشی بر ندارند.[3]
امام با برخورد قاطع با مسایل و عدم سازش و گذشت در راه تحقق اهداف مبارزه، تلاش بسیاری از لیبرال‌ها و میانه‌روها را برای وادار کردن امام به اتخاذ سیاست معتدل‌تر و به اصطلاح گام به گام آن‌گونه که مهندس بازرگان می‌گفت، خنثی نمود.[4]
امام همواره با قاطعیت نسبت به وسوسه‌های جریان‌های وابسته و خودباخته در مقابل بیگانگان هشدار داده و می‌فرمود: «... نباید برای رضایت چند لیبرال خود فروخته در اظهارنظرها و ابراز عقیده‌ها به گونه‌ای غلط عمل کنیم که حزب اللّه عزیز احساس کند جمهوری اسلامی دارد از مواضع اصولی‌اش عدول می‌کند. تحلیل این مطلب که جمهوری اسلامی ایران چیزی به دست نیاورده و یا ناموفق بوده است، آیا جز به سستی نظام و سلب اعتماد مردم منجر می‌شود؟! تاخیر در رسیدن به همه اهداف دلیل نمی‌شود که ما از اصول خود عدول کنیم. همه ما مامور به ادای تکلیف و وظیفه‌ایم نه مامور به نتیجه . اگر همه انبیا و معصومین(علیه‌السلام) در زمان و مکان خود مکلف به نتیجه بودند، هرگز نمی‌بایست از فضای بیشتر از توانایی عمل خود فراتر بروند و سخن بگویند و از اهداف کلی و بلند مدتی که هرگز در حیات ظاهری آنان جامه عمل نپوشیده است ذکری به میان آورند. در حالی که به لطف خداوند بزرگ، ملت ما توانسته است در اکثر زمینه‌هایی که شعار داده است به موفقیت نایل شود. ما شعار سرنگونی رژیم شاه را در عمل نظاره کرده‌ایم، ما شعار آزادی و استقلال را به عمل خود زینت بخشیده‌ایم، ما شعار مرگ بر امریکا را در عمل جوانان پرشور و قهرمان و مسلمانان در تسخیر لانه فساد و جاسوسی امریکا تماشا کرده‌ایم، ما همه شعارهایمان را با عمل محک زده‌ایم. البته معترفیم که در مسیر عمل، موانع زیادی به وجود آمده است که مجبور شده‌ایم روش‌ها و تاکتیک‌ها را عوض کنیم. ما چرا خودمان و ملت و مسئولین کشورمان را دست کم بگیریم و همه عقل و تدبیر امور را در تفکر دیگران خلاصه کنیم؟».[5]
ادامه مطلب در این لینک:




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 14 خرداد 1395 توسط : علی احمدی فریدنی
طلاق از نگاه غرب و اسلام
تعداد بازدید : مرتبه

نرخ طلاق روز به‌روز رو به رشد است و این آمار بسیار نگران‌کننده برای جوامع بشری به‌حساب می‌آید. وندی شلیت می‌گوید: «اکنون نرخ طلاق در ایالات‌متحده بالاترین نرخ در جهان است. این نرخ بین سال‌های ۱۹۶۵ تا ۱۹۸۰ به بیش از دو برابر رسید. پیش‌بینی می‌شود که نیمی از ازدواج‌هایی که در سال ۱۹۸۶ صورت گرفته، به طلاق بیانجامد، و نزدیک به دو سوم تمام ازدواج‌های منعقد شده در سال ۱۹۸۸ نیز منجر به جدایی گردد.
بین سال‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۱، تعداد خانواده‌هایی که سرپرستی آنان را زنان طلاق گرفته بر عهده داشتند، از ۹۵۶۰۰۰ به ۷/۲ میلیون رسید. از سال ۱۹۷۲، هر ساله بیش از یک میلیون کودک درگیر مساله طلاق شده‌اند؛ در سال ۱۹۸۴، از هر پنج کودک آمریکایی، یک کودک در خانواده تک سرپرست زندگی می‌کرد، و در سال ۱۹۸۶، ۲۴ درصد کودکان زیر هیجده سال در خانواده‌های تک سرپرست زندگی می‌کردند، درحالی‌که این رقم در سال ۱۹۶۰، ۹ درصد بود».[1]
علت فزونی طلاق در جوامع به‌اصطلاح پیشرفته:
دنیای مدرن، انسانی را پرورانده است که اصل در زندگی او لذت و بهره‌مندی فرد و ارضاء خواسته‌های شخصی اوست. مجله نیوزویک می‌نویسد: «علت طلاق در ازدواج‌های ده یا بیست ساله ناسازگاری نیست، بلکه بی­‌میلی به تحمل ناسازگاری‌های دیرین و هوس برای درک لذت بیشتر و کام‌جویی‌های دیگر است. در عصر قرص‌های ضد حاملگی و دوران انقلاب جنسی و اعتلای مقام زن، این عقیده در میان بسیاری از زنان قوت گرفته که خوشی و لذت، مقدم بر استواری و نگهداری کانون خانوادگی است. زن آمریکایی امروز، کام‌جوتر از زن دیروزی بوده و در برابر نارسایی آن کم تحمل تر از مادر بزرگ خویش است»
ادامه مطلب در این لینک:




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 10 اردیبهشت 1395 توسط : علی احمدی فریدنی
امام هادی و مناظره با عالم بزرگ اهل سنت

مناظره امام هادی(علیه‌السلام) با یحیی بن اکثم و پاسخ به بعضی شبهات
یحیی بن اكثم دانشمند‎ترین قاضی عصر مأمون در بصره بود. وی در احتجاج با امام هشتم(علیه‌السلام) شكست خورد. همچنین در حضور مأمون، در مناظره با امام جواد(علیه‌السلام) نیز مغلوب گردید و هر دو یقین كردند كه علم و سیادت از مختصات خاندان علوی است. گر چه یحیی بن اكثم متوجه شده بود كه علم امام هرگز با علم بشر عادی قابل‌ مقایسه نیست، لكن چون شكست‎های سابق او موجب خفّت و كسر شأن او شده بود، همواره سعی می‎كرد تا روزی انتقام شكست‌های سابق خود را از امام بعدی بگیرد. پس از شهادت جواد الأئمه(علیه‎السّلام) در مجلسی حضرت هادی(علیه‎السّلام) را ملاقات كرد و سؤالات و غوامض لاینحل خود را بدین شرح از آن حضرت پرسید:

سؤال اول: در مورد آیه شریفه: «وَ قالَ الَّذی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الكتابِ أنا آتیكَ بِهِ قَبْلَ أنْ یَرْتَدَّ الیكَ طَرْفُكَ [نمل/۴۰] و آن كس كه از علم كتاب بهره‌‏اى داشت گفت: من، پیش از آنكه چشم بر هم بزنى، آن را نزد تو می‌آورم» پرسید: سلیمان تخت بلقیس را خواست و آصف بن برخیا، تخت را پیش از آنكه سلیمان چشم بر هم بزند حاضر كرد، چگونه سلیمان كه پیغمبر بود، بر علوم "آصف بن برخیا" بی‌اطلاع بود و خود نتوانست تخت را حاضر كند؟
حضرت پاسخ داد: «سلیمان پیغمبر در انجام این عمل خود قادر بود، لكن خواست عظمت آصف بن برخیا را بر مردم روشن سازد و خلیفه و جانشین پس از خود كه از نظر علمی افضلیت بر سایر مردم داشته را معرفی كند. آصف بن برخیا خلیفه و جانشین سلیمان بوده و هر چه علم و دانش داشت از مكتب نبوّت سلیمان گرفته بود و این سنّت پیغمبران بوده كه جانشینان خود را به علم و افضلیت معرفی كنند.

ادامه مطلب در لینک:






داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 فروردین 1395 توسط : علی احمدی فریدنی
امام هادی و مناظره با عالم بزرگ اهل سنت

مناظره امام هادی(علیه‌السلام) با یحیی بن اکثم و پاسخ به بعضی شبهات
یحیی بن اكثم دانشمند‎ترین قاضی عصر مأمون در بصره بود. وی در احتجاج با امام هشتم(علیه‌السلام) شكست خورد. همچنین در حضور مأمون، در مناظره با امام جواد(علیه‌السلام) نیز مغلوب گردید و هر دو یقین كردند كه علم و سیادت از مختصات خاندان علوی است. گر چه یحیی بن اكثم متوجه شده بود كه علم امام هرگز با علم بشر عادی قابل‌ مقایسه نیست، لكن چون شكست‎های سابق او موجب خفّت و كسر شأن او شده بود، همواره سعی می‎كرد تا روزی انتقام شكست‌های سابق خود را از امام بعدی بگیرد. پس از شهادت جواد الأئمه(علیه‎السّلام) در مجلسی حضرت هادی(علیه‎السّلام) را ملاقات كرد و سؤالات و غوامض لاینحل خود را بدین شرح از آن حضرت پرسید:

سؤال اول: در مورد آیه شریفه: «وَ قالَ الَّذی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الكتابِ أنا آتیكَ بِهِ قَبْلَ أنْ یَرْتَدَّ الیكَ طَرْفُكَ [نمل/۴۰] و آن كس كه از علم كتاب بهره‌‏اى داشت گفت: من، پیش از آنكه چشم بر هم بزنى، آن را نزد تو می‌آورم» پرسید: سلیمان تخت بلقیس را خواست و آصف بن برخیا، تخت را پیش از آنكه سلیمان چشم بر هم بزند حاضر كرد، چگونه سلیمان كه پیغمبر بود، بر علوم "آصف بن برخیا" بی‌اطلاع بود و خود نتوانست تخت را حاضر كند؟
حضرت پاسخ داد: «سلیمان پیغمبر در انجام این عمل خود قادر بود، لكن خواست عظمت آصف بن برخیا را بر مردم روشن سازد و خلیفه و جانشین پس از خود كه از نظر علمی افضلیت بر سایر مردم داشته را معرفی كند. آصف بن برخیا خلیفه و جانشین سلیمان بوده و هر چه علم و دانش داشت از مكتب نبوّت سلیمان گرفته بود و این سنّت پیغمبران بوده كه جانشینان خود را به علم و افضلیت معرفی كنند.

ادامه مطلب در لینک:






داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 فروردین 1395 توسط : علی احمدی فریدنی
چرا آمریکا غیر قابل اعتماد است؟
تعداد بازدید : مرتبه

مقام معظم رهبری(حفظه‌الله) تأکید زیادی دارند که به آمریکا نمی‌شود اعتماد کرد حال می‌خواهیم بدانیم چرا معظم له این‌قدر تأکید می‌کند که نمی‌شود به آمریکا اعتماد کرد مگر آمریکا چه خصوصیاتی دارد که این‌قدر غیر قابل‌ اعتماد است؟
به نظر می‌رسد یکی از علل آن، خصلت طغیان‌گری این کشور استعمارگر است. کشورهایی که حالت استعماری دارند دارای خصوصیاتی هستند که یکی از آن‌ها حالت طغیان‌گری آن‌هاست. حال می‌خواهیم بدانیم این خصلت طغیان در قرآن و روایات اسلامی چگونه معرفی شده است.

طغیان و سركشی، به معنای تجاوز از حدود متعارف و عدم تاثر از ربوبیت و پروردگاری الهی به سبب استکبار ورزی و خروج از دایره عبودیت است.[۱]
این واژه در فرهنگ قرآن به چند معنی به‌کار رفته است، ولی در همه آن‌ها مفهوم تجاوز از حدود در اینجا  مد نظر  است. بنابراین در معانی مورد نظر، هركسی كه از مقام خود تجاوز كند و دست تعرض به مقامات دیگر بزند در حالی‌که حق وی نیست، به‌عنوان طاغوت شناخته می‌شود.[۲] از این‌رو بر جادوگر، كافر، كاهن، جنیان سركش و بازدارنده از حق، طاغوت اطلاق می‌شود.[۳] زیرا هریك از این افراد از حدود متعارف بیرون رفته و راه انحراف و تجاوز را در پیش‌گرفته‌اند.
طاغوت به شخصی گفته می‌شود كه در طغیان خویش تا آنجا پیش رفته كه از دایره عبودیت خارج‌شده باشد. چنین شخصی به سبب روحیه استکبار ورزی، تن به ولایت و اطاعت خداوند نمی‌دهد و اطاعت و ولایت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و اولوالأمر را نمی‌پذیرد. او ربوبیت و پروردگاری الهی را منكر می‌شود و جایگاهی برای خداوند در مدیریت و ربوبیت عالم و انسان و جامعه در نظر نمی‌گیرد.

طاغوت در قرآن کریم:
در قرآن كریم، واژه «طاغوت» در موارد زیادی به‌کار رفته است. در این نوشتار به چند مورد اشاره می‌شود:

۱. «فَمَنْ یَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏ لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ [بقره/۲۵۶] پس هر كس كه به طاغوت كفر ورزد و به خداى ایمان آورد، به چنان رشته استوارى چنگ زده كه گسستنش ممکن  نباشد. خدا شنوا و داناست».
۲. «اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذینَ كَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فیها خالِدُونَ [بقره/۲۵۷] خدا یاور مؤمنان است. ایشان را از تاریكی‌ها به‌روشنی مى‏‌برد. ولى آنان كه كافر شده‌‏اند طاغوت یاور آن‌هاست، كه آن‌ها را از روشنى به تاریکی‌ها مى‌‏كشد. اینان جهنمی‌اند و همواره در آن خواهند بود».
۳. «وَ لَقَدْ بعثنا فی‏ كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَیْهِ الضَّلالَة [نحل/۳۶] به میان هر ملتى پیامبرى مبعوث كردیم، كه خدا را بپرستید و از بت دورى جویید. بعضى را خدا هدایت كرد و بر بعضى گمراهى مقرر گشت».
۴. «وَ الَّذینَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ یَعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرى‏ فَبَشِّرْ عِبادِ [زمر/۱۷] و كسانى را كه از پرستش بتان پرهیز کرده‌اند و به خدا روى آورده‏‌اند بشارت است. پس بندگان من‌را بشارت‌ده»‏.

همان‌طوری که از آیات بالا استفاده می‌شود، در اصطلاح قرآنی طاغوت بر حاکم یا حاکمانی اطلاق می‌شود که حالت استکباری دارند و از ولایت الهی سر باز زده‌اند. به‌عبارت‌دیگر در مقابل حاکمیت الهی قرار گرفته‌اند. این ویژگی طاغوت در قرآن است.
در مورد خصوصیت شیطان که بعد از سال‌ها  عبادت و بندگی خداوند عالم از ولایت خداوند سر باز زد قرآن کریم چنین می‌فرماید: «وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ أَبى‏ وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرین [بقره/۳۶] و به فرشتگان گفتیم: آدم را سجده كنید. همه سجده كردند جز ابلیس، كه سر باز زد و برتری جست و او از كافران بود».

ادامه در این لینک:






داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 فروردین 1395 توسط : علی احمدی فریدنی

زندگی‌نامه سید محمدباقر صدر
در تاریخ ۲۵ ذی‌القعده ۱۳۵۳ قمری، در شهر کاظمینِ عراق، نوزادی دیده به جهان می‌گشاید که نامش را «سید محمدباقر» می‌گذارند. این کودک دومین فرزند خانواده بود. پدر این نوزاد، آیت‌الله سید حیدر، از مجتهدان بنام و مشهور، و مادرش دخترِ آیت‌الله شیخ عبدالحسین آل یاسین، از زنان متقی و پرهیزکار بود. پس از چهار سال نوزاد دیگری در این خانواده روحانی به دنیا آمد که نام وی را آمنه بنت‌الهدی می‌گذارند. سرنوشت این برادر و خواهر از ولادت تا شهادت در هم‌ آمیخته شد تا حماسه‌ای شورانگیز بیافرینند.

آیت‌الله سید محمدباقر صدر از ابتدای پنج‌سالگی به مدرسه رفت و از همان ابتدا، آثار نبوغ چشم‌گیر و درخشانِ او نمایان شد. آوازه نبوغ بی‌مانند و استعداد سرشار وی از مدرسه فراتر رفت. ایشان قبل از سن شانزده سالگی به درجه رفیع اجتهاد نایل آمد.[۱] و بالاتر از آن، این‌که ایشان پیش از رسیدن به سن چهل سالگی، از مراجع بزرگ شیعه محسوب می‌شد. که این در تاریخ مرجعیت شیعه کم‌نظیر است. 

فتوای آیت‌الله شهید صدر
پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، شهید آیت‌الله سید محمدباقر صدر، از انقلاب اسلامی ایران حمایت می‌کرد و روزبه‌روز رابطه خویش را با حضرت امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) افزایش می‌داد. نامه‌ای به امام، در پاریس نوشت و از انقلاب شکوه‌مند ایران ستایش کرد و آمادگی خود را با تمام شجاعت اعلام نمود. در این راه، فتوای تاریخی خود را درباره انقلاب اسلامی صادر نمود: «بسم‌الله الرحمن الرحیم. کسانی که در ایران برای دفاع از اسلام و مسلمین قیام کرده و کشته می‌شوند، شهید هستند و خداوند آنان را با امام حسین(علیه‌السلام) در بهشت محشور می‌گرداند. ان‌شاءالله تعالی» سید محمدباقر صدر.[۳]

فتوای جهاد
پس‌ از آن که حکومتِ عراق، ظلم و ستم خویش را افزایش داد و به کشتار مردم مسلمان و روحانیان ادامه داد. آیت‌الله سید محمدباقر صدر در فتوایی اعلام جهاد نمود و فرمود: «بسم‌الله الرحمن الرحیم. بر همه ملت مبارز و مسلمان عراق واجب کفایی است که به قیام مسلحانه علیه حزب بعث و سردم‌داران آن دست بزنند... تا خود را از چنگال این دژخیمان خون‌خوار نجات دهند». سید محمدباقر صدر.[۴] پس از صدور این فتوا، حکومت عراق وحشت کرد و بی‌درنگ منزل شهید صدر را محاصره نمود.

ادامه مطلب در این لینک:






داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 فروردین 1395 توسط : علی احمدی فریدنی
  • تعداد کل صفحات : 9  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...