یک شرکت آدم‌سازی مصنوعی فرانسوی که زنان مصنوعی شبه انسان تولید می‌کند رسما اعلام کرده است جهت کمک به تخلیه روحیات و نیاز تروریست‌های سوریه زنان مصنوعی را رایگان در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد.
این شرکت فرانسوی اعلام کرده است که در راستای حمایت از مخالفان رژیم بشار اسد، زنان مصنوعی را برای تخلیه شهوات انسانی سربازان ارتش آزاد سوریه بصورت رایگان در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد و در گزارشی مفصل که یک مجله فرانسوی آن را منتشر کرده است این اقدامش را علنی کرده است.

http://www.jonbeshnet.ir/news/56657




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ شنبه 16 اسفند 1393 توسط : علی احمدی فریدنی

دلیل روایی معتبر در اثبات شهادت حضرت زهرا

چکیده:به طور مختصر بیان می‌شود: ده‌‌ها منبع معتبر تاریخی بر این مطلب تصریح نموده است.
آیت الله وحید خراسانی

رهروان ولایت ـ آیت الله وحید خراسانی(حفظه‌الله) در پاسخ به برخی شبهات در خصوص شهادت دخت مکرم  پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) با استناد به کتب روایی معروف و معتبر شیعه پاسخ این شبهه افکنی‌ها را بیان نمودند که به شرح زیر است:

متن سؤال:
برخی از علمای اهل تسنن مدعی هستند كه حضرت فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) شهید نشده، بلكه به مرگ طبیعی از دنیا رفته است. آیا این ادعای اهل سنت كه عده‌ای از بزرگان شیعه هم عقیده دارند كه فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) شهید نشده و به مرگ طبیعی از دنیا رفته است صحت دارد؟ فلذا درخواست می‌گردد این حقیر را راهنمایی فرمایید كه محكم‌ترین سندی كه دلالت بر شهادت حضرت فاطمه زهرای اطهر(سلام‌الله‌علیها) دارد كدام است؟

پاسخ:
به طور مختصر بیان می‌شود: ده‌‌ها منبع معتبر تاریخی بر این مطلب تصریح نموده است، برای نمونه به روایات زیر در کتاب کافی تالیف مرحوم كلینى توجه بفرمایید، ایشان از «محمد بن یحیى» از »عمركى بن على» از «على بن جعفر» از برادرش حضرت امام «ابا الحسن موسى الكاظم»(علیه السلام) نقل کرده که آن حضرت فرمودند: به درستى كه فاطمه زهرا(سلام الله علیها) صدیقه شهیده است. الكافى ج 1 / ۴۵۸. و این حدیث معتبر است، و تامّ السند و الدلالة. و هیچ كسى از بزرگان علماء شیعه این امر را انكار نكرده، و اگر كسى انكار كند، این انكار یا عن غفلة یا عن جهل و یا عن عناد است.

براى وضوح مطلب به این منابع مراجعه نمائید:

بحارالأنوار ج ۴۳ ص ۱۹۸ و ۲۱۴ و ۱۷۳ و ج ۹۷ ص ۱۹۵ و ص ۱۹۷ و ج ۲۸ ص ۳۹ و ج ۳۱ ص ۶۲۰ و ج ۲۸ ص ۲۷۱ ـ ۲۸۴؛ منتقى الجمان ج ۱ / ص ۲۲۴؛ شیخ حسن صاحب المعالم متوفاى ۱۰۱۱ مسائل على بن جعفر ص ۳۲۵؛ الحدائق الناظرة ج ۳ / ص ۲۹۶ و ج ۱۷ ص ۴۲۹؛ من لا یحضره الفقیه ج ۲ / ص ۵۷۳؛ تهذیب الاحكام ج ۶ ص ۱۰؛ مصباح المتهجد ص ۷۱۱؛ اقبال الاعمال ج ۳ ص ۱۶۴؛ سید بن طاووس، الجامع العباسى ص ۱۷۰؛ بشارة المصطفى ص ۳۰۷؛ امالى صدوق ص ۱۷۶؛ كتاب سلیم ص ۱۵۱ سلیم بن قیس هلالى متوفاى ۹۰؛ احتجاج ج ۱ ص ۱۰۹؛ المحتضر ص ۱۰۹ شیخ عز الدین حلى متوفاى قرن ۸ و بسیار ی مدارک معتبر دیگر.

----------------------------------------------

منبع: شیعه نیوز





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 15 اسفند 1393 توسط : علی احمدی فریدنی
امتیازات اسلام بر دیگر ادیان
تعداد بازدید : مرتبه

امتیازات اسلام بر دیگر ادیان:

۱. خردپذیری و خردپروری

از جمله امتیازات مهم اسلام، عقلانیت، خردپذیری و بالا‌تر از آن خردپروری آموزه‌های آن است. این مسئله در امور مختلفی نمودار است؛ از جمله:

در ابتدای همین مقاله حدفاصل حروف و اعداد با خط تیره آمده و باید یکسان شود.

۱ ـ۱. نظام فکری و عقیدتی اسلام: (مانند خدا‌شناسی، هستی‌شناسی، انسان‌شناسی، راهنما‌شناسی و فرجام‌شناسی)؛

۲ ـ۱. نظام اخلاقی اسلام؛

۳ ـ۱. نظام رفتاری و قوانین و دستورات عملی؛

۴ ـ۱. دعوت به تحقیق و پرسشگری در انتخاب دین.

خردپذیری آموزه‌های اسلام، از چنان وضوح و روشنی برخوردار است که قرآن مجید، آدمیان را به بررسی هوشمندانه و انتخاب خردمندانه دین دعوت کرده و هر گونه تحمیل و اجبار و پذیرش کورکورانه دین را نهی می‌کند: «فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِینَ یسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ» [زمر/۱۷-۱۸] پس بشارت ده بندگانم را، آنان که به سخنان [مختلف] گوش فرا داده و بر‌ترین را بر می‌گزینند» و «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَینَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی» [بقره/۲۵۶] هیچ گونه تحمیل و اجبار در امر دین روا نیست؛ [زیرا] به خوبی راه هدایت از ضلالت روشن شد». اما مسیحیت کنونی به علت قرار گرفتن در تنگناهای شدید معرفتی و ناتوانی در حل رابطه تثلیث و توحید و تجسد و خداانگاری مسیح، به جداسازی و گسست ایمان از معرفت فتوا داده و دین و ایمان را با عقل و خرد بیگانه ساخته است!

پروفسور لگنهاوزن می‌گوید: «چیزی که در اسلام بیش از همه، برای من جاذبه داشت، این بود که چقدر این دین از پرسش‌های انسان استقبال می‌کند و همواره دعوت به تحقیقات بیشتر در تعالیم دین می‌کند» [۱]

همو می‌گوید: «وقتی از کشیش‌ها می‌پرسیدم که من نمی‌فهمم چه طور خدا یکی است و سه شخص است؟ در اکثر موارد جواب می‌گفتند که ما نمی‌توانیم به درک این آموزه برسیم. تنها خدا می‌داند که حقیقت این امر چیست. این رمزی است که فقط خدا آن را می‌داند و عقل در اینجا به بن بست می‌رسد! از جمله چیزهایی که برای بنده خیلی جالب بود، این بود که در اسلام نگفته‌اند اصول دین را چشم و گوش بسته بپذیر؛ بلکه دعوت کرده‌اند که بپرس. مخصوصاً این خصلت در میان شیعیان خیلی بیشتر است» [۲]

خانم مارگریت مارکوس (مریم جمیله) نیز در این زمینه می‌نویسد: «پس از آنکه عقاید همه کیش‌های بزرگ را مورد بررسی قرار دادم، به این نتیجه رسیدم که به طور کلی مذهب‌های بزرگ یکی بودند؛ ولی به مرور زمان فاسد شده‌اند. بت پرستی، فکر تناسخ و اصول طبقه بندی در کیش هندویی سرایت کرد. صلح جویی مطلق و انزوا از مشخصات کیش بودایی شد. پرستش آبا و اجداد جزء عقاید کنفسیوسی، عقیده اصالت گناه و تثلیث و در نتیجه آن مفهوم خدایی مسیح و شفاعت به استناد مرگ ادعایی عیسی بر روی دار در مسیحیت، انحصارطلبی ملت برگزیده یهود و... نتیجه این انحرافات است. هیچ یک از این اندیشه‌هایی که مرا منزجر ساخته بود، در اسلام پیدا نمی‌شد؛ بلکه به صورت روزافزونی احساس می‌کردم که تنها اسلام آن مذهب اصیلی است که طهارت خودش را حفظ کرده است. سایر مذهب‌ها فقط و فقط بعضی اجزای آن، مقرون با حقیقت است؛ ولی فقط اسلام است که تمام حقیقت را حفظ کرده است» [۳]

۲ـ اسلام و علم

به رغم آنچه در تعارض و ناسازگاری مسیحیت با علم و معرفت بیان شد، دین اسلام با دانش و معرفت، پیوندی نزدیک و ناگسستنی دارد. وفاق و آشتی دین و دانش در اسلام در سه حوزه چشمگیر و در خور توجه است:

یک) تشویق به فراگیری دانش

در این عرصه اسلام گوی سبقت از هر مکتب و آئینی را ربوده است و از این هم فرا‌تر رفته و کسب دانش‌های لازم در جهت تأمین نیازمندی‌های دنیوی و اخروی را ضروری دانسته است؛ چنان که پیامبر اکرم (ص) فرمود: «ان طلب العلم فریضة علی کل مسلم [۴] همانا علم آموزی بر هر مسلمانی واجب است»

و نیز آمده است: عالمی که از دانش او بهره برند از هفتاد هزار عابد بر‌تر است. [۵] در کتاب‌های روایی و نصوص دینی ابواب مفصلی در این زمینه وجود دارد [۶]

دو) تقویت روحیه علمی:

اسلام روحیه پژوهشگری را ارج می‌نهد و در مسیر حقیقت یابی و معرفت اندوزی هیچ مانعی نمی‌نهد. قرآن مجید آوای تحقیق و جست‌و‌جوی آزاد و گزینش رهاورد معقول پژوهش را صلا داده و فرموده است: «بشارت ده بندگانی را که به سخنان گوش فرا داده و بر‌ترین آن‌ها را برمی گزینند [۷]

سه) دارا بودن مضامین علمی:

نصوص دینی اسلام آکنده از مضامین و مطالب علمی است. در این عرصه اسلام هم در بردارنده مبانی و پیش فرض‌های عام و متافیزیکی علوم است و هم دارنده بسیاری از گزاره‌های علمی، به گونه‌ای که یکی از وجوه اعجاز کتاب آسمانی اسلام اعجاز علمی آن شناخته شده تا آنجا که دانشمندان مسلمان و غیر مسلمان صد‌ها کتاب در باب رهاوردهای علمی قرآن به نگارش درآورده‌اند.

از جهت سازگاری با علم و دانش بشری نیز اسلام کارنامه درخشانی دارد. موریس بوکای، دانشمند فرانسوی، به دو امتیاز اساسی در این رابطه اشاره می‌کند:

۱ ـ غنای فراوان قرآن در حوزه مسائل علمی؛ در حالی که عهد قدیم (تورات) و عهد جدید (انجیل) نسبت به بسیاری از آن‌ها ساکت و فاقد اطلاعات و داده‌های مشخصی هستند [۸].

۲ ـ استواری و توافق داده‌های قرآن با دستاوردهای متقن و معتبر علوم روز؛ در حالی که عهد عتیق و اناجیل به تعارضات آشتی ناپذیری در این زمینه مبتلا هستند. بوکای می‌نویسد: «من بدون سبق ذهن و با عینیت کامل، ابتدا به قرآن توجه کردم و خواستم درجه سازگاری این متن را با معلومات علمی امروز بسنجم... در پایان کار بر من مسلّم شد که قرآن، به ایجاب و اثبات هیچ مطلبی نمی‌پردازد که در این دوره معاصر، بتوان آن را از نظر‌گاه علمی محل انتقاد و تردید قرار داد.

براساس همین روش عینی، عهد عتیق و اناجیل را نیز مطالعه کردم. در مورد عهد عتیق به هیچ وجه نیازی نبود که پا را از کتاب نخست آن؛ یعنی، سفر تکوین (پیدایش) فرا‌تر بگذارم، تا به تأکیداتی آشتی ناپذیر، با معلومات متقن علمی این روزگار برخورد کنم!

در‌‌ همان صفحه اول انجیل نیز، شجره و نسب عیسی (ع) ما را دچار اشکال می‌کند؛ زیرا در این باب متن انجیل متی با متن انجیل لوقا آشکارا در تناقض است. درباره تاریخ ظهور بشر بر روی زمین نیز مطالب انجیل لوقا با معارف امروزی کاملاً ناسازگار است [۹]

البته اسلام در این باره، امتیاز اساسی دیگری نیز بر مسیحیت دارد و آن نوع نگاه اسلام به علم و دانش است. اسلام دینی است که به گسست ناپذیری علم، عقل، ایمان، معرفت و رستگاری فتوا می‌دهد. [۱۰] اما به اعتقاد رسمی مسیحیت شجره ممنوعه ـ که آدم و حوا به جرم خوردن آن از بهشت رانده شدند و به تبع آن همه انسان‌ها مورد خشم الهی قرار گرفته و گنهکار شدند ـ چیزی جز شجره معرفت و دانش نیک و بد نبوده است: «پس گرفته خداوند پروردگار آدم را در بهشت عدن قرار داد تا او را رستگار و مورد عنایت خود سازد و آدم را امر نموده، چنین گفت: آنچه از درختان خواهی بخور؛ اما مبادا که از درخت معرفت نیک و بد بخوری که هر‌گاه از آن بخوری خواهی مرد [۱۱]

در باب سوم می‌گوید: خداوند پس از تخلف آدم چنین گفت: «اکنون انسان مانند یکی از ما شده که نیک و بد را تمیز می‌دهد و اکنون است که دست دراز کند و از درخت حیات نیز بخورد و تا ابد زنده بماند؛ پس او را از بهشت عدن بیرون کرد [۱۳]

بر اساس این آموزه، جست‌و‌جوی دانش و معرفت در تعارض با رستگاری و خلود انسان در بهشت است. به عبارت دیگر، چنین وانمود می‌کند که یا باید رستگاری در بهشت را برگزید و یا در جست‌و‌جوی دانش و معرفت برآمد. پس آنکه بهشت و رستگاری می‌خواهد، باید از پیمودن طریق دانش و معرفت فاصله گیرد و آنکه دانش و معرفت می‌جوید، باید بهای سنگین خروج از بهشت و سعادت جاودان را بپردازد! استاد مطهری در این باره می‌نویسد: «بر اساس این برداشت همه وسوسه‌ها، وسوسه آگهی است؛ پس شیطان وسوسه گر‌‌ همان عقل است [۱۴]

پی نوشت‌ها:

 [۱]. محمد لگنهاوزن، با پرسش زنده‌ام، پرسمان (ماهنامه)، پیش شماره اول، خرداد ۸۰، ص ۵

 [۲]. ه‌مان، ص ۶

 [۳]. مارگریت، مارکوس، نقش اسلام در برابر غرب، ترجمه: غلامرضا سعیدی، تهران: شرکت سهامی انتشار، ۱۳۴۸، ص ۹

 [۴]. شیخ مفید، الامالی، ص ۲۹۲

 [۵]. بصائر الدرجات، باب فضل العالم علی العابد، ص ۶

 [۶]. اصول کافی، ج ۱، کتاب فضل العلم

 [۷]. «فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» [زمر/ ۳۹]

 [۸]. موریس، بوکای، عهدین، قرآن و علم، ترجمه حسن حبیبی، تهران: حسینیه ارشاد، بی‌تا، ص ۱۲

 [۹]. ه‌مان، ص ۱۲-۱۳

 [۱۱]. اصول کافی، ج۱، کتاب «نفس العلم» و کتاب «العقل والجهل»

 [۱۲]. تورات، سفرپیدایش۲، ۱۵-۱۷

 [۱۳]. تورات، سفر پیدایش، ۳، ۲۲

 [۱۴]. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، قم، صدرا، چاپ هفتم، ۱۳۷۷، ج ۲، ص ۳۰

 





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 اسفند 1393 توسط : علی احمدی فریدنی
آیا بهائیت دین است؟
تعداد بازدید : مرتبه

تعریف دین:

دین در لغت به معنای ایمان، عقیده، پیمان، کیش و اطاعت و جزا آمده است. از این رو کسانی که مطلقاً معتقد به آفریننده‌ای نیستند و پیدایش پدیده‌های جهان را تصادفی ویا فعل و انفعالات مادی و طبیعی می‌دانند، «بی‌دین» نامیده می‌شوند. اما کسانی که معتقد به آفریننده‌ای برای جهان هستند، هرچند عقاید و مراسم آن‌ها توأم با خرافات و انحرافات باشد، «با دین» شمرده می‌شوند. [۱]

دین از منظر اسلام

واقعیت آن است که برای تعریف دین، باید بدون پیش‌داوری و اعمال سلیقه، به منابع دینی و کسی که دین را نازل کرده است رجوع کنیم. که در این صورت هم تعریف درست دین را متوجه می‌شویم وهم حق بودن ویا باطل بودن آن را متوجه خواهیم شد.

از منظر اسلام، ادیان به دو طیف تقسیم‌بندی می‌شوند:

ادیان توحیدی: ادیان توحیدی و الهی هستند که پایه و اساس آن‌ها بر وحی و پیام الهی استواراست که از سوی خداوند عالم به برای بشریت نازل‌شده است.

ادیان غیرتوحیدی: این قبیل ادیان ریشه در نیازها و خواسته‌های آدمی داشته و مصنوع و مخلوق بشر است. اعم از اینکه ابتدا ریشه الهی داشته و بعداً تحریف‌شده باشد ویا از اول بنای آن بر خرافات و تحریف بوده باشد. از این رو اسلام بر ویژگی «حقانیت» دین تاکید فراوان داشته و در صدد است تا تعریفی درست از دین ارائه بدهد.

علامه طباطبائی؛ در تعریف دین می‌فرماید: «دین عقاید و دستورهای علمی و اخلاقی است که پیامبران از طرف خدا برای راهنمایی و هدایت بشر آورده‌اند» [۲]

شاخصه‌های حقانیت یک دین

شاخص‌ها و ویژگی‌های اساسی حقانیت یک دین چهار امر است.

۱ – بنیاد الهی

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های حقانیت یک دین این است که آسمانی و الهی باشد، نه زمینی و بشری و ساخته دست انسانی، که برای شناختن یک دین که آیا بشری است ویا الهی و یا دست بشر در آن دخالت داشته یا نداشته؛ چند امر را باید مدنظر قرارداد:

اول: مراجعه کردن به آموزه‌های آن دین، و سنجش این آموزه‌ها با عقلانیت و منطق بشری است و داشتن هماهنگی و انسجام درونی و پاسخ گوئی به نیازهای بشری و همراه با فطرت و ذات انسان است.

دوم: ازآنجا آموزه‌های دینی از طرف خداوند عالم به بشر رسیده است، همگی دارای یک نوع پیوند عمیق و مؤید و تکمیل‌کننده هم هستند. اگر دین قبلی این دین را تائید کرده باشد و پیشگوئی آن را کرده باشد این دین می‌تواند حق باشد.

سوم: معجزه: برای اثبات پیامبری از پیامبران الهی که از جانب خداوند عالم به‌طرف بشریت آمده‌اند، باید از طرف خداوندی که مدعی است تمام قدرت‌های عالم در اختیار اوست، باید بتواند رشحه‌ای از قدرت خود را برای بشریت به نمایش گذارد که ما به آن معجزه می‌گوییم تمام پیامبرانی که از طرف خداوند عالم آمده‌اند دارای چنین قدرتی بود‌ه‌اند.

چهارم: با رجوع به گزارش‌های تاریخی مستند، و معتبر می‌توان فهمید که آیا این دین دارای این ویژگی‌ها هست یا نه؟

۲ – تحریف ناپذیری

صرف بنیاد الهی بودن یک دین در اثبات الهی بودن آن کافی نیست. بلکه باید وثاقت کتاب آسمانی آن از جهت خطاپذیری نیز مصون باشد. که این ادعا را قرآن کریم در بسیاری از آیات خود دارد. که هیچ دینی چنین ادعائی ندارد.

۳ – نسخ ناپذیری

اگر دینی ادعا دارد که تا ابد نسخ ناپذیر است تمام ادیان قبلی و بعدی باطل خواهند بود. ادیان قبلی با آمدن دین جدید به خاطر کامل‌تر بودن از ادیان قبلی، آن‌ها نسخ خواهند شد. ادیان بعدی هم اگر این دین ادعای نسخ ناپذیری دارد، باطل خواهند بود. چون دین فعلی ادعا دارد که کامل‌ترین دین است. و به تمام پرسش‌های بشریت جواب خواهد داد.

۴ – خاتمیت

ادعای خاتمیت دینی که اصل الهی بودن و تحریف نا شدگی کتاب آسمانی آن اثبات‌شده باشد اگر ادعای خاتمیت کند، به لحاظ صدق قطعی این ادعا نسخ ناپذیری آن برای همیشه ثابت خواهد بود. و این ملاکی برای سنجش صدق و کذب و بطلان ادیان دیگر خواهد بود.

۵ – خردپذیری

یکی دیگر از شاخصه‌های حقانیت یک دین، عقلانیت، خردپذیری، و بالاتر از آن خردپروری آموزه‌های آن است. بسیاری از ادیان به‌رغم دارا بودن پیشینه الهی، در طول تاریخ دچار تحریفات چشمگیری شد‌ه‌اند که اصالت خود را ازدست‌داده‌اند. همین مسئله باعث شده است که آموزهای خردستیز بسیاری در این ادیان رخ نماید. [۳]

دین نبودن بهاییت

اکنون با توجه به تعاریف، و معانی و شاخصه‌های فوق اگر بخواهیم بدانیم که آیین بهاییت، «دین» است یا نه؟ و اگر دین است، آیا دین حق و از ادیان توحیدی است یا دینی باطل و مصنوع بشر؟ باید ابتدا دیدگاه خودمان را در مورد تعریف دین تبین کنیم:

۱ – بنا بر تعاریفی که بر حقانیت و الهی بودن دین تاکید دارند و بر اساس آیه «ان الدین عندالله الاسلام...» [آل عمران/۹۳] که مبین دین حق توحیدی است؛ و همچنین بنا بر تعریف برخی از متکلمین پیرامون دین- که عبارت است از قوانین الهی که وضع‌شده‌اند تا صاحبان عقل را با اختیار خودشان به خیر با لذات نائل سازند- [۴]

آئین بهائیت دین نبوده و امری جدا و بیگانه از دین می‌باشد؛ زیرا بررسی تاریخی و منابع مذهبی آن نشان می‌دهد که خاستگاه و قوانین آن الهی نیست و به هیچ‌وجه شاخص‌ها و ویژگی‌های اساسی حقانیت یک دین را برنمی‌تابد. بلکه آئین بشری است که از سوی استعمارگران و دست‌نشانده‌های آن‌ها در جهت ایجاد افتراق و اختلاف در بین مسلمانان به‌منظور تحقق مقاصد شوم استعمارگری خود آن را تأسیس کرده‌اند. [۵]

۲ – اما بنا بر معنای لغوی و اصطلاحی عام «اعتقاد به آفریننده‌ای برای جهان و انسان» یا به معنای «ایمان به یک یا چند نیروی فوق بشری که شایسته اطاعت و عبادت هستند» [۶] وبراساس آیه «لکم دین کم ولی دین» که خداوند مسلک مشرکان را نیز نوعی دین می‌شمارد، هم‌چنین بنا بر تعریف برخی از دانشمندان غربی همچون «درکیم» که دین را دستگاهی از باورها و آداب دانسته در رابطه به مقدساتی که مردم را به‌صورت گروه‌های اجتماعی به یکدیگر پیوند می‌دهد، [۷] آئین بهاییت نیز نوعی دین است و همانند دین مشرکین از ادیان غیر توحیدی و باطل می‌باشد.

پی‌نوشت‌ها:

 [۱]. آموزش عقاید، مصباح یزدی، تهران، امیرکبیر، ۱۳۸۳، ج ۱ ص ۲۸-۳۳

 [۲]. آموزش دین، علامه طباطبائی، قم، جهان آرا، [بی‌تا]، ص ۹

 [۳]. چرا اسلام؟، حمیدرضا شاکر ین، ماهنامه معارف، آذر ۱۳۸۶، ش ۵۱

 [۴]. کلام جدید، عبدالحسین خسرو پناه، قم، مرکز مطالعات و پژوهش‌های فرهنگی حوزه علمیه قم، ۱۳۷۹، ص ۳۷

 [۵]. فرهنگ فرق اسلامی، محمد جواد مشکور، مشهد: انتشارات آستان قدس رضوی، ۱۳۷۵، ص ۸۷-۹۴

 [۶]. کلام جدید، پیشین، ص ۳۸

 [۷]. توفیقی، حسین، آشنایی با ادیان بزرگ، تهران، انتشارات سمت، ۱۳۷۹، ص ۱۳

 





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 اسفند 1393 توسط : علی احمدی فریدنی

bolet

Top of Form

Bottom of Form

یادداشت امام موسی صدر درباره پیامبر

سیره محمدی(صلی الله علیه وآله و سلم) دومین رکن مکتب اسلام است و در مرتبه بعد از قرآن کریم و دانش‌های نهفته در آن قرار می‌گیرد. این سیره باید در سطح‌های گوناگون به قشرهای گوناگون مردم در هر کجا ارائه شود.

به گزارش «شیعه نیوز»، متن پیش‌ رو، مقدمه امام موسی صدر است به کتاب «سیرة الرسول» نوشته استاد زکی بیضون. این مقدمه را در تاریخ ۲۷رمضان ۱۳۸۹هجری (۱۳۴۸/۹/۱۶ شمسی) نگاشته است که با توجه به اتفاقات اخیر در فرانسه و توهین به ساحت مقدس پیامبر اعظم(صلی الله علیه وآله و سلم) بازنشر می‌شود:

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب‌العالمین والصلوة علی قائد الخلق و الرسول الأمین محمد و آله الأطهار مصابیح الهدی وسفن النجاة.

یکی از اصولی که در سیره پاک محمدی به آن برمی‌خوریم، اصلِ حرکتِ پیوسته و ثمربخشیِ پیوسته است. پیامبر (صلی الله علیه وآله و سلم) این اصل را چنین تبیین فرموده است: «اگر زمان مرگ انسان مؤمنی فرا رسد و در دست خود نهالی داشته باشد، پیش از آنکه بمیرد، آن را می‌کارد.» این حدیث پیامبر درباره مرد مؤمنی است که رسالت او در زندگی، کشاورزی و درخت‌کاری است. این مؤمن وقتی که در باغش در حال کار است و نهالی در دست دارد، مرگش فرا می‌رسد. آن‌گونه که پیامبر (صلی الله علیه وآله و سلم) می‌گوید، این مؤمن در برابر مرگ تسلیم نمی‌شود، بلکه آخرین لحظه باقی‌مانده از زندگی خود را نیز غنیمت می‌‌شمارد. او جوهره همین یک لحظه را بیرون می‌کشد و آن را به حیات دائمیِ تازه‌ای تبدیل می‌کند. او زمان را در جایی که حقیقت زمان را جاودانه سازد، متوقف می‌کند.

در گفته پیشوای ما این مؤمن، نهالی را که در دست دارد، می‌کارد و حیاتی نو را بنیان می‌گذارد. با رشد نهال آن حیات نیز بالنده می‌شود و سایه‌سار آن درختِ دارای شاخه‌ها و برگ‌ها و میوه‌های گوارا، آسایش را برای خستگان فراهم می‌آورد و هوایی پاک و غذایی کافی به انسان و به کسانی که «شما روزی‌دهنده آنان نیستید» تقدیم می‌کند. بدین‌ترتیب، حیاتی که آن مؤمنِ درخت‌کار پدید آورده، در تولید بشری نمود پیدا می‌کند؛ تولیدی که از آسایش و غذا ابزاری برای دهش و بخشندگی فراهم می‌آورد و این چنین است که درخت پاک ما از خاک سر بر می‌آورد تا به آسمان برسد و لحظه‌ای گذرا از عمر انسانِ محمدی به جاودانگی تبدیل می‌شود.

این لحظه نمونه‌ای از آن عمری است که حضرت محمد (صلی الله علیه وآله و سلم) برای امت خویش می‌خواهد: حرکتی پیوسته از گهواره تا گور؛ هر لحظه‌ای چشمه‌ای است؛ هر آنی کلیدی است برای جاودانگی. حیاتی معجزه‌گر؛ هر دمی فرصتی است برای محقق ساختن آرمان بی‌پایانی که آرام نمی‌گیرد و نمی‌ایستد و سیری‌ناپذیر است.

حضرت محمد (صلی الله علیه وآله و سلم) چنین حیاتی را به انسان مسلمان پیشنهاد می‌دهد. حیات او نیز حیات نمونه‌ای از همین رنگ بود: الگویی نیک برای انسان زنده. پیامبر بزرگوار اسلام همواره این اصل را در زندگی خود دنبال کرد و آن را به امت خویش نیز آموخت، همان‌گونه که همه دستورات خداوندی را به انسان ابلاغ کرد و خود نیز در حیات تابناکش آن‌ها را به کار بست و از این روست که زندگی او رسالتی الهی برای خوشبخت کردن انسان شده است. از این روست که مرتبه سیره پیامبر (صلی الله علیه وآله و سلم) پس از قرآن کریم است و اعمال این آفریده با سخنان خداوند قرین می‌شود و قلب او چنان به وحی الهی نزدیک شد که پیام‌آورنده و پیام‌گیرنده با یکدیگر درآمیختند و عاقل و معقول با هم متحد شدند.

سیره محمدی دومین رکن مکتب اسلام است و در مرتبه بعد از قرآن کریم و دانش‌های نهفته در آن قرار می‌گیرد. این سیره باید در سطح‌های گوناگون به قشرهای گوناگون مردم در هر کجا ارائه شود تا سرتاسر زندگی مسلمانان را فراگیرد و آن را یک‌پارچه حرکت و دهش کند.

حال که گمشده مطلوب خود را در این کتاب ارزشمند می‌یابیم، احساس امید و اطمینان می‌کنیم، زیرا می‌بینیم که مؤلف ارجمند و فاضل آن کوشیده است که زندگی جوانان تحصیلکرده ما را آکنده از گل‌های خوشبوی محمدی کند و پرتوهای نور آن را بر عقل و دل توده‌های آگاه انعکاس دهد. خدا از او خوشنود باشد و پیامبر (صلی الله علیه وآله و سلم) پاداش این کار را به او عطا فرماید.

خوشبختی امتی که خود را دنباله‌رو پیامبر می‌داند، دستاوردی بزرگ و هدفی شرافتمندانه است که استاد زکی بیضون در آن مشارکت جسته است و خودِ کتاب گواهی است بر تلاش گران‌قدر او.

آنچه در این کتاب شگفت‌انگیز است، اینکه‌‌ همان اصل محمدی که این گفتار را با آن آغاز کردیم، به شکلی کم‌نظیر در مقدمه آن نمود یافته است. مؤلف محترم این کتاب را به مرحوم حجةالاسلام علامه مجاهد سید اسماعیل صدر داد تا آن را بخواند و بر آن مقدمه و نقدی بنگارد و نظر خود را درباره آن بگوید، ولی زمان مرگ او فرارسید، در حالی که او این نهال، یعنی این کتاب را در دست داشت. او- که خدایش رحمت کند- در برابر مرگ تسلیم نشد و این نهال را کاشت و مقدمه و نقد خود را نوشت، و سپس، از دنیا رفت و این واژه‌ها و سطر‌ها را که آخرین لحظات زندگی او را به تصویر می‌کشد، از خود به جا گذاشت و از دنیا رفت و این‌‌ همان نهال است.

منبع: شیعه نیوز


تاریخ انتشار: ۲۷ دی ۱۳۹۳

http://www.shia-news.com/fa/news/82770





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 10 اسفند 1393 توسط : علی احمدی فریدنی
آثار و بركات خواندن حدیث كسا
تعداد بازدید : مرتبه
اصل حدیث کسا میان شیعه واهل سنت بسیار مشهور و معروف است و جای هیچ‌گونه تردیدی نیست که رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در منزل حضرت فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) و یا در خانه خودش زیر پارچه‌ای شبیه عبا قرار گرفت و حضرت علی و فاطمه و امام حسن و امام حسین(علیهم السلام) را زیر آنجای جای داد و از آنان به عظمت و بزرگی یاد نمود و آن جمع را مصداق آیه «إنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً [احزاب/۳۳] همانا خداوند می‌خواهد که پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند. و شما را کاملا پاک سازد» معرفی کرده است
یکی از اثر و برکات خواندن حدیث کساء این است که غم و اندوه را از انسان دور کرده و خداوند به انسان نظر رحمت می‌اندازد؛ چرا که در فرازی از آن چنین آمده است: «در هر محفلی که شیعیان و علاقه‌مندان ما این حدیث را بخوانند، رحمت الهی بر آنان نازل می‌شود، فرشتگان برای آن‌ها استغفار می‌کنند، اندوه و غم از آنان برطرف می‌شود و حاجات آن‌ها به نیکی برآورده می‌شود».

فرازهائی از این روایت شریف در عظمت اهل‌بیت(علیهم‌السلام)
حضرت فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) می‌فرماید: وقتی که همه ما یعنی پیامبر خدا، امیرالمومنین، امام حسن و امام حسین و من(صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین) در زیر این عبا جمع شدیم، پیامبرخدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) گوشه عبا را گرفته و با انگشت به آسمان اشاره کرده و فرمود: «خدایا این‌ها اهل بیت من و خانواده من و نزدیکان و هم‌نشینان من هستند. گوشتشان از گوشت من و خونشان از خون من است، آن‌چه ایشان را آزار دهد من‌را می‌آزارد و آن‌چه ایشان را غمگین می‌کند، من‌را غمگین می‌کند، در جنگم با آن‌که با آنان در جنگ است و در صلحم با آن‌کسی که با ایشان در صلح است و با آن‌که با ایشان دشمن است با من دشمن است؛ پس خدایا درود برکات و رحمت خودت را برایشان نازل کن و پلیدی‌ها را از ایشان دور بفرما و آن‌ها را به طور کامل پاک بگردن.
خداوند متعال به ملائکه فرمود:‌ «ای ملائکه‌ی من و‌ ای ساکنان آسمان‌هایم، من نیافریدم آسمان برافراشته و زمین گسترده شده، و ماه درخشان و خورشید نورانی و چرخ گردون و دریای جاری و متلاطم و کشتی‌های در حرکت را، مگر به خاطر دوستی این پنج تن که در زیر این کساء هستند». جبرئیل امین سوال کرد که مگر چه کسانی زیر این کساء هستند؟ خداوند سبحان فرمود: اهل بیت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) که عبارتند از فاطمه و پدرش پیامبر گرامیش و شوهر او و دو فرزندش، یعنی حسن و حسین(صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین).
جبرئیل امین از طرف پروردگار عالم ماموریت یافت و به زمین آمد و این آیه شریفه را در شأن پیامبر گرامی اسلام(صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین) واهل‌بیت او نازل کرد: «إنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً [احزاب/۳۳] اى اهل بیت، خدا مى‏‌خواهد پلیدى را از شما دور کند و شما را پاک سازد».

پیامبرخدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) درباره فضیلت خواندن این حدیث فرمودند: «این خبر ما در هر محفل و مجلسی از محافل اهل زمین که در آن گروهی از شیعیان و دوست‌داران ما هستند خوانده شود، رحمت خدا بر آن‌ها نازل شده و فرشتگان آن‌ها را در بر گرفته و برای ایشان طلب آمرزش می‌کنند، تا زمانی که متفرق شوند». در این هنگام امیرالمومنین(علیهالسلام) فرمود: «به خدا سوگند که ما رستگار شدیم و قسم به پرودگار کعبه شیعیان ما نیز رستگارشدند». سپس پیامبر رحمت(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: «این خبر در هر محفلی از شیعیان که آن‌جا هستند ذکر شود، و در میان آن‌ها اندوهگینی باشد، خدا اندوه و غمش را بر طرف می‌کند و اگر حاجت‌مندی باشد خداوند حاجتش را برطرف می‌کند».[۱]

 

---------------------------------------------
پی‌نوشت:
[۱]. مفاتیح نوین، ترجمه، آیة الله مکارم شیرازی، قم، انشارات علی بن ابی طالب، ص ۱۱۹۹





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 بهمن 1393 توسط : علی احمدی فریدنی
  • تعداد کل صفحات : 9  صفحات :
  • ...  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic